آن چه که در این گزارش هدف قرار گرفته است ، البته برانگیختن احساسات مردم ساکن در یک حوضه و یا مظلوم جلوه دادن مردم حوضه دیگر نیست . چه ، اکثر اظهارنظرهایی که طی این سال ها در رسانه های مختلف منعکس می شد ، پیش از آن که به اصل مطلب پرداخته شود ، به پررنگ کردن عناصر قومی و منطقه ای متمایل می شد . بنابراین ، نگارنده قصد دارد با نگاهی کاملا علمی و منطقی و بر پایه استدلال کارشناسان و متخصصان آب کشور ، به موضوع انتقال آب بنگرد و آن گاه قضاوت را به شما واگذار کند.
هر چند که سابقه طرح های انتقال آب در ایران را باید در دوره ساسانیان جست و جو کرد اما به گواه تاریخ ، ترانشه ای که در دوره شاه عباس صفوی به پیشنهاد شیخ بهایی از منطقه کوهرنگ به حوضه زاینده رود حفر شد را می توان سرآغاز عملیات انتقال آب از حوضه ای به حوضه دیگر دانست.
گر چه حفر این ترانشه – که معمولا در بحث های انتقال آب به آن استناد می شود – در آن زمان به هر دلیل متوقف شد اما وسوسه اجرای این طرح ها با عبور از دالان تاریخ و گذر از شرایط مختلف اقلیمی و حتی سیاسی و اجتماعی ، همچنان باقی ماند تا جایی که در دوره حاضر بی توجه به خشکسالی شدید در منطقه مبداء ، نه تنها مطالعه و اجرای آن هنوز ادامه دارد بلکه علاوه بر طرح های موجود ، طرح های انتقال دیگری نیز پیشنهاد می شود.
از سویی دیگر ، دولت که خود را صرفا مجری طرح های انتقال آب می داند ، بعضا این موضوع را به گونه ای عنوان می کند که مثلا چندان هم راغب به این کار نیست و این دیدگاه را دارد که چون طرح های انتقال آب به هر حال در دولت های قبلی پیشنهاد و تصویب شده ، اکنون از سر ناچاری است که کار ناتمام را تمام می کند !
و بدین سان کوه ها شکافته می شود ، تونل ها زده می شود و به بهانه این که آب ها به خلیج فارس هرز نرود ، بی خبر از صدای بی صدای کشاورزان این سمت ، صدها کیلومتر آن طرف تر فرستاده می شود تا باغ گردویی خشک نشود. غافل از این که دیگر آب مازادی وجود ندارد که هدر رود و بی توجه به این نکته که با در نظر گرفتن شرایط حال حاضر ، دیگر نمی توان توجیهات دیروز را به شرایط امروز پیوند زد و تعمیم داد. دوره ، دوره شیخ بهایی نیست و کارون هم زمین تا آسمان با کارون 500 سال پیش تفاوت دارد.
البته در این که بخش اعظمی از دشت های سرزمین ایران تشنه اند ، هیچ شکی نیست. ما بدبختانه یا خوشبختانه در نیمه شرقی کشور ، آبی برای توسعه کشاورزی نداریم و در این شرایط هم هیچ عقل سلیمی نمی پذیرد که آب از جلگه ای حاصلخیز همراه با زمین های با توانایی کشت های متوالی در سال - در حالی که خود شدیدا آب طلب می کند - به مناطقی فرستاده شود که خود برای توسعه در بخش های دیگر از ابراز مناسبی برخوردار هستند.
در حال حاضر بزرگترین تبعات اجرای طرح های انتقال آب ، وجود تنش های اجتماعی در حوضه های آبریز این رودخانه هاست. چهارمحالی ها ، اصفهانی ها را متهم می کنند . اصفهانی ها ، چهارمحالی ها را و مردم یزد ، هر دو را. مردم لرستان ، آبی که قرار است به قم منتقل شود را حق خود می دانند و خوزستانی ها از انتقال همه این آب ها ، ناراضی. در واقع ما در کشور مدام آب را از این سو به آن سو جا به جا می کنیم بدون این که ذره ای رضایت اجتماعی – که بالطبع یکی از اهداف اجرای این طرح ها محسوب می شود – به وجود آوریم .
آن چه که در این گزارش هدف قرار گرفته است ، البته برانگیختن احساسات مردم ساکن در یک حوضه و یا مظلوم جلوه دادن مردم حوضه دیگر نیست . چه ، اکثر اظهارنظرهایی که طی این سال ها در رسانه های مختلف منعکس می شد ، پیش از آن که به اصل مطلب پرداخته شود ، به پررنگ کردن عناصر قومی و منطقه ای متمایل می شد . بنابراین ، نگارنده قصد دارد با نگاهی کاملا علمی و منطقی و بر پایه استدلال کارشناسان و متخصصان آب کشور ، به موضوع انتقال آب بنگرد و آن گاه قضاوت را به شما واگذار کند.
آب مازادی برای انتقال در حوضه مبدا وجود ندارد
بدون شک یکی از مهم ترین مسائل در انتقال آب از حوضه ای به حوضه دیگر ، در نظر گرفتن میزان آب مورد نیاز در حوضه مبداء است. بر اساس اعلام سازمان جهاد کشاورزی خوزستان ، حدود 2.3 میلیون هکتار اراضی قابل کشت در خوزستان وجود دارد ، که حجم آب مورد نیاز برای یکبار کشت در سال و با حداقل آب مور نیاز ، 36 میلیارد و 800 میلیون متر مکعب برآورد شده است.
از سویی دیگر ، از مقایسه مقدار آب قابل استحصال و آب مورد نیاز استان خوزستان با توجه به ظرفیت زمینهای قابل کشت استان متوجه می شویم که با در نظر گرفتن شرایط فعلی ، یعنی با وجود همین یک میلیون و 400 هزارهکتار زمین کشت شده استان ، با کمبود حدود 9 میلیارد و 673 میلیون متر مکعب کمبود آب مواجه خواهیم بود و در ضمن حدود 900 هزار هکتار از زمین های قابل کشت استان نیز در این شرایط بدون آب می مانند. همچنین برای به زیر کشت رفتن 2 میلیون و 300 هزار هکتار زمین قابل آبیاری استان، 16 میلیارد و 28 میلیون متر مکعب کمبود آب خواهیم داشت.
از طرفی با استناد به گزارش های وزارت نیرو ، نیاز فعلی شرب ، صنعت ، آبزی پروری و بهداشت استان ، 3 میلیارد متر مکعب می باشد. همچنین آب مورد نیاز زیست محیطی رودخانه های استان با در نظر گرفتن حداقل آب مورد نیاز 640 هزار هکتار تالاب های استان حدود 5 میلیارد متر مکعب برآورد شده که در مجموع نشان می دهد که آب مورد نیاز برای تمام مصارف در خوزستان با در نظر گرفتن 20 درصد آب برگشتی ، حدود 35 میلیارد و 840 میلیون متر مکعب خواهد بود.
بنابراین با توجه به نیاز آبی حوضه مانند نیاز شرب در 50 سال آینده و زمین های قابل كشت موجود در حوضه و نیز نیاز صنایع ، آب مازادی برای انتقال در حوضه مبدا وجود ندارد . نتایج تحقیقات کارشناسان هم نشان می دهد که به هنگام اجرای اولین و دومین طرح های انتقال آب از سرشاخه های کارون در سالهای 1332و 1364، آمار مناسبی برای اخذ تصمیم گیری بادقت بالا وجود نداشته اما هم اکنون آمارهای 50 ساله نشان می دهد نه تنها آب اضافه ای به خلیج فارس نمی ریزد بلکه سهم زیست محیطی رودخانه های جاری در استان خوزستان نیز در نظر گرفته نمی شود. همچنین آمارهای دوره خشکسالی اخیر نیز نشان می دهد که حجم آورد سالیانه آب کارون در سال آبی 85-86 ، حدود 15 میلیارد متر مکعب بوده در حالی که این میزان حجم در سال آبی87-86 ، به حدود 8 میلیارد متر مکعب رسیده است.
به نشانه ها توجه کنیم
از دیدگاه کارشناسان با توجه به این که صرف نظر از مساله انتقال آب به قم، بقیة مناطق گیرنده مشكل تامین آب شهری و صنعت ندارند ، از منظر امنیتی و اجتماعی در استان خوزستان ، هر گونه مشكل ناشی از كمبود آب، در عموم مردم حوضه مبدا ، به مسئلة انتقال آب مرتبط می گردد و بین ساكنان حوضة مبدا و مقصد مسائل اجتماعی را سبب می شود و به همین دلیل از نظر اجتماعی ، متخصصان و مردم ساكن در حوضه دهنده آب توجیه نیستند و این مسئله با ندادن مجوز آب كشاورزی به كشاورزان و مشكل آب شرب اكثر شهرهای استان خوزستان قابل جمع نیست.
با توجه به این که طرح های انتقال آب به خارج از حوضه به منظور توسعه فعالیت كشاورزی از نظر فنی و اقتصادی توجیه ندارند ، قطعا یکی از تبعات این انتقال ها ، به خطر افتادن کشاورزی در خوزستان خواهد بود.
تنها در یک مورد مقایسه بهره وری محصولات کشاورزی بر اساس CPD که یکی از شاخص های بهره وری آب محسوب می شود در حوضه های آبریز مبداء و مقصد نشان می دهد که میزان متوسط CPD ( کیلوگرم بر میلیمتر) برای گیاهان مختلف در دو حوضه آبریز زاینده رود و کارون نشان می دهد که در عمـده محصولات ، میـزان CPD در حـوزه آبریز كارون بیش از حوزه آبریز زایندهرود میباشد چرا که در حوزه آبریز كارون بخش عمدهای از دوره رشد گیـاه در ماههای زمستان بوده و در نتیجه میزان تبخیر و تعرق گیاهی كم میباشد. در حوزه آبریز زایندهرود سهم باران در تأمین نیاز آبی كم و میـزان تبخیر و تعرق زیاد میباشد. در محاسبات این تحقیق راندمان آبیاری سطحی منظور شده ، ولی با توجه به توسعه سیستمهای آبیاری تحت فشار در كشور و با توجه به شرایط مساعدتر خوزستان (رطوبت بیشتر و سرعت باد كم با استناد به آمار هواشناسی موجود در نسخه جدید نرمافزار سنـد ملی آب) انتظار مـیرود میزان CPD دراین سیستمهای آبیاری در خوزستان بسیار بهتر از اصفهان باشد. نتایج این تحقیقات همچنین نشان می دهد که به منظور افزایش بهرهوری عوامل تولید در بخش كشاورزی باید عامل یا عوامل كمیاب را شناسایی كرده و برنامهریزی و تحقیقات در جهت افزایش بهرهوری این عامل یا عوامل صورت گیرد و از آنجا كه در اكثر نقاط ایران آب عامل محدود كننده كشاورزی است، بنابراین ضروریست توجه ویژهای به افزایش بهرهوری آب كشاورزی داشته باشیم.
منطق حکم می کند که در چنان شرایطی ، به جای آن که بر فرو کردن آب در زمین های غیرمستعد اصرار ورزیم ، اعتبارات مربوط به اجرای طرح های انتقال آب را صرف افزایش بهره وری آب دربخش کشاورزی ونیز تغییر الگوی کشت در مناطق مستعد کنیم. به عنوان مثال با هزینه های مربوط به طرح بهشت آباد می توان بیش از یک میلیون هکتار از اراضی کشاورزی را تحت پوشش آبیاری تحت فشار برد که این اقدام در حدود 2میلیارد متر مکعب صرفه جوئی آب نیز به دنبال خواهد داشت و اگراین سرمایه گذاری صرف احداث گلخانه شود، صرفه جوئی آب به مراتب بیشتر خواهد بود.
همچنین با توجه به این که بیشتر طرح های آبخیزداری به دلیل عدم وجود بهره بردار مناسب، عملکرد مورد انتظار را ندارند و از آنجا که یکی از مؤثرترین اقدامات آبخیزداری، توسعه باغات در دامنه کوهپایه هاست ، انجام این اقدام در حوضه کارون شمالی بدلیل وجود سدهای مهم و متعدد در پائین دست امری بسیار ضروری به نظر می رسد.
بازهم نابودی محیط زیست !
توجه به مسائل زیست محیطی پایین دست حوضه های آبریز و با در نظر گرفتن احتمال تنش از دیگر مواردی است که در طرح های انتقال آب باید به آن توجه شود.
هر چند که مقامات وزارت نیرو ادعا می کنند که بررسی مسائل زیست محیطی در مطالعات طرح های انتقال لحاظ شده است و مشکلات موجود را نیز متوجه خشکسالی اخیر می دانند اما هم اکنون مدارک و مستندات کافی برای اثبات این موضوع که انتقال 5 میلیارد مترمکعب آب از سرشاخه های رودخانه های استان خوزستان در آینده چه فاجعه زیست محیطی وحشتناکی در پایین دست به بار می آورد ، وجود دارد. کما اینکه این گمان در بین کارشناسان همواره وجود داشته که چنانچه بررسی صورت می گرفت ، اصلا طرح ها به اجرا نمی رفت .
بررسی مشکلات زیست محیطی ازمبدا تا دهانه ورودی خلیج فارس و تالاب ها ، ازدست رفتن منافع حاصل از گردشگری در حوضه رژیم طبیعی رودخانه از بالادست تا پایین دست ، اثرات منفی افزایش مهاجرت از روستاها به شهرها و از شهرهای پایین دست حوضه ها به شهرهای برخوردار مناطق مرکزی کشور و نیز بروز مشکلات بهداشتی در اثر کاهش شدید آب وبروز خشکسالی های مصنوعی از جمله مواردی است که در پس زمینه طرح های انتقال ، مطالعه نشده است.
افزایش مصارف وبرداشت ها ، تكرار ومداومت پدیده خشكسالی ، انتقال آب از سرشاخههای كارون و دز به دیگر استان ها ، عوامل آلاینده ، اجرای طرحهای توسعه كشاورزی ، شاخه ها و مسیل های شور طبیعی ، و نیز مشكل جزرومدی و نفوذ آب شوردریا به بهمنشیر و اروندرود ، از مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر کیفیت و محیط زیست رودخانه کارون و دز طی چند سال اخیر محسوب می شود.
انتقال آب از سرشاخه ها رودهای کارون و دز اثرات دیگری هم دارد از جمله تاثیر بر روی برق آبی ها . انتقال حجم عظیمی از آب از بالادست کارون و دز در گام اول ، نیروگاه های برق آبی سدهای مخزنی خوزستان را دچار مشکل کرده و بدین ترتیب نه تنها خوزستان که کشور نیز از دستیابی به توان تولید مقدار عمده ای انرژی پاک از رودخانه ها محروم خواهد شد.
طرح های انتقال آب در ایران با معیارهای یونسکو مطابقت ندارد
یونسکو نیز در این میان دلایل خود را دارد . بر اساس معیارهای این سازمان جهانی ، ناحیة مقصد، بایستی پس از توجه به منابع جایگزین تأمین آب و تمامی اقدامات منطقی برای كاهش تقاضای آب، در تأمین نیازهای فعلی و پیشبینیشده خود كمبود جدی داشته باشد و با اجرای طرح، توسعه آتی حوضه مبدأ نبایستی به سبب كمبود آب، با محدودیت چشمگیر روبرو شود.
همچنین ارزیابی جامع پیامدهای زیستمحیطی و نیز اجتماعی و فرهنگی بایستی نشان دهد كه طرح انتقال، به ترتیب شكل اساسی كیفیت زیستمحیطی را در حوضه مبدأ یا مقصد تخریب نمیكند ونیز اختلال اساسی اجتماعی- فرهنگی در حوضه مبدأ به نخواهد آورد.
از سویی دیگرمنافع خالص ناشی از طرح های انتقال می بایست به صورت عادلانه میانحوضههای مبدأ و مقصد تقسیم شود و بنابراین طرح باید بازده اقتصادی لازم را برای تقسیم بین حوضه های مبدأ و مقصد داشته باشد. این در حالی است که طرح های انتقال آب در ایران با هیچ کدام از این معیارها همخوانی ندارد . حقیقتی تلخ تر از این نیست که مسئولان به سادگی از این موضوع عبور می کنند و اظهارات کارشناسان و حتی را مردم عادی را نادیده می گیرند. اصرار مردم و نخبه گان ، تنها انکار حقایق را از سوی آنها در پی دارد.
بهره گیری از مهندسی ارزش ، منطقی ترین راه
در هر صورت ، محاسبه زیان های ناشی ازآسیب های حوضه مبدأ و مقصد نشان می دهد که علاوه بر به خطر افتادن منافع ملی ، کمبود منابع آب نیز در شرایط فعلی باتوجه به نیاز شرب و منابع خاک موجود در حوضه آبریزکارون امکان انتقال را نمی دهد. از آن گذشته ، زیان های ناشی از عدم تولید برق و محصولات کشاورزی و نیز صنایع جانبی در اثر انتقال آب در سال های آبی نرمال ، بیش از هزارمیلیاردتومان توسط کارشناسان برآورد شده است که قابل چشم پوشی نیست.
البته برخی صاحب نظران ، برای حل مساله انتقال آب راه های متعددی پیش می کنند که تشکیل شورای برنامه ریزی کمی وکیفی آب حوضه ها با حضور کارشناسان ومتخصصان بخش های دولتی ،خصوصی و نهادهای مردمی استان هایی که در حوضه رژیم طبیعی رودخانه ها قرار دارند ، یکی از این راه هاست . البته تجربه نشان داده که چانه زنی و نشستن بر سر میز مذاکره ، به خصوص در این مورد خاص ، تنها چاره کار نیست .
در این میان شاید بهره گیری از مهندسی ارزش را – که در طرح های بزرگ بعنوان یک اصل پذیرفته شده است – و با اثبات موارد رد طرح به لحاظ فنی،اقتصادی،اجتماعی ، کنار گذاشتن یک طرح را توجیه می نماید ، بتوان گزینه مناسبی قلمداد کرد و اگر چه کمی دیر شده است اما در حال حاضر منطقی ترین راه برای پایان دادن به تنش های موجود در حوضه های آبریز به نظر می رسد . کسی چه می داند؟ شاید این روش بتواند بسیار بهتر از اصل طرح های انتقال آب ، در بین مردمان ساکن در حوضه های آبریز مختلف ، ایجاد رضایتمندی کند.
لازم به ذکر است که بر اساس طرح های انتقال موجود ،تونل كوهرنگ یك 500 میلیون مترمكعب، تونل كوهرنگ دو 250 میلیون متر مكعب و تونل چشمه لنگان 150 میلیون متر مكعب آب را در سال از سرشاخههای كارون و دز منتقل میكنند. طرح احداث تونل بهشت آباد نیز با ظرفیت انتقال سالانه حدود یك میلیارد و 100 میلیون متر مكعب آب به زاینده رود، طرح انتقال آب از طریق تونل كوهرنگ سه به میزان 250 میلیون متر مكعب، طرح انتقال آب به یزد با ظرفیت سالانه 300 میلیون متر مكعب آب، طرح انتقال آب به رفسنجان با ظرفیت سالانه انتقال 250 میلیون متر مكعب آب، طرح انتقال آب از رودخانه كرخه به ایلام با هدف انتقال 300 میلیون مترمكعب آب نیز از جمله طرحهایی است كه برای انتقال آب خوزستان در نظر گرفته شده که برخی در مرحله طراحی و مطالعات و برخی دیگر در مرحله اجرا قرار دارند. تاكنون برای انتقال حدود پنج میلیارد متر مكعب آب در سال از رودخانههای استان برنامهریزی شده است. حدود 900 میلیون متر مكعب آب از این میزان هم اینك توسط چهار تونل به زاینده رود منتقل میشود.