صفحه اول     جستجو و آرشیو همه مطالب     پیوند ها     تماس با ما     بروز رسانی: 1393/05/10 ساعت: 18:19
 
زمان ارسال خبر: 1389/03/03  ساعت: 11:52 قبل از ظهر نسخه قابل چاپ


خوزستان بنیان گذار توسعه كشور2

سازمان و مدیریت

 

حسن شهمیرزادی

 

 

سازمان آب و برق خوزستان براساس قانون و آئین نامه مصوبه مجلس در سال 1339 دفتر مستقلی درتهران تاسیس کرد که در ابتدا از مدیرعامل و معاون مدیرعامل و یک منشی تشکیل می شد.

 

شناسائی، استخدام و کارآموزی کارشناسان ایرانی برای تحویل گرفتن و اداره طرح های عمرانی از مهمترین اهداف سازمان بود. به تدریج، در مدت کوتاهی، تعدادی از جوانان که بیشتر آنها فارغ التحصیل دانشگاه های آمریکائی بودند، در رشته های مختلف کشاورزی، آبیاری، مهندسی، بودجه، حسابداری و مدیریت در دفتر سازمان درتهران استخدام شدند. این کارمندان نسبت به امورعمران خوزستان مطالعاتی انجام دادند، تا سازمان بتواند قسمت های مختلف موسسه عمران خوزستان را تحویل گیردو رأسا اداره نماید. همان طور که درفصول گذشته نوشته شده است، موسسه عمران خوزستان،که توسط شرکت عمران ومنابع(Development Resources Corp) تاسیس شده بود، کلیه امور عمرانی طرح جامع عمران خوزستان را اداره می کرد. سازمان آب و برق خوزستان، پس از مذاکره با مسئولین شرکت عمران و منابع و نمایندگان آنان در تهران و اهواز، تصمیم گرفت که در اوّل فروردین 1341 کلیه قسمت های اداری موسسه عمران خوزستان، مانند کارپردازی، حمل ونقل ، روابط عمومی، روابط با ادارات دولتی، حسابداری و بودجه، کارگزینی، و آموزش و استخدام کارمندان، و از بین قسمت های فنی (ساختمان سددز، احداث خطوط فشار قوی برق، توزیع برق درشهرها و روستاها، طرح آبیاری دز، طرح نیشکر هفت تپه) قسمت توزیع برق درشهرها و روستاها را تحویل گیرد.

 

دراین زمان بزرگترین ومهمترین مسئله ما تامین نیروی انسانی سازمان بود. بخصوص که مدیریت کلیه ادارات و طرح های فوق الذکر را کارشناسان خارجی (آمریکائی، انگلیسی، هلندی و غیره) به عهده داشتند. در ضمن تصمیم گرفته بودیم که حتی المقدور از انتقال کارمند از وزارتخانه ها و یا سازمان ها و شرکت های دولتی خودداری کنیم، زیرا وزارتخانه ها و سازمان های دولتی خود در مضیقه بودند و کمبود کارشناس و متخصص در رشته های برق و آبیاری و کشاورزی و مدیریت و حسابداری و سایر رشته ها درکشور کاملا آشکار بود. لذا، با این که بعلت استقلال مالی و باتوجه به آئین نامه سازمان می توانستیم حقوق و مزایای بیشتری پیشنهادکنیم، سعی ما براین قرارگرفت که با کمک کارشناسان خارجی که درسازمان کارمی کردند کارمندان ایرانی خود سازمان را آموزش دهیم و درضمن ازطریق دانشگاه ها و نمایندگی های سیاسی ایران در آمریکا و دیگرکشورها دانشجویان ایرانی را در رشته های موردنیاز شناسائی و آن ها را تشویق به خدمت درخوزستان نمائیم.

 

معمولا افرادی را انتخاب می کردیم که علاوه بردانش فنی به زبان انگلیسی نیزمسلط باشند، زیرا، درمرحله اول ورود به خدمت می بایستی با روساء و کارشناسان خارجی کارکنند و آموزش ببینند،و برای این کار دانستن زبان انگلیسی ضروری بود.

 

ذکر این نکته لازم است که کارشناس خارجی هرگز با میل و رغبت کارمند زیردست ایرانی خود را تعلیم و آموزش نمی داد. زیرا طبعا نمی خواست که کارمند ایرانی جای وی را بگیرد و موجب خاتمه گرفتن کارش شود. لذا مدیریت سازمان می بایستی روش هائی اتخاذ کند که کارشناسان خارجی به دادن آموزش های ضروری ترغیب شوند و درضمن ایرانی ها نیز ناملایمات احتمالی را تحمل کنند و از برخورد عقایدشان با خارجی ها نهراسند و بدانندکه آینده بهتری درانتظار آنان است و مدیریت سازمان درتعهدی که نسبت به آن ها کرده وفادار خواهد بود و به آن عمل خواهدکرد.

 

درواقع، جوانان ایرانی که به استخدام سازمان درمی آمدند، فرصت هائی برای قبول مسئولیت های بزرگ و اجرای کارهای جالب می یافتند که کمتر درشرایط دیگر و درکشورهای دیگر بدست می آمد. به عنوان مثال، منصور عسگری، یکی ازجوانان که در رشته مهندسی برق از امریکا فارغ التحصیل و درنیروگاه سدّدز استخدام شده بود، پس از دوسال خدمت در نیروگاه به سمت رئیس طرح برق سازمان منصوب گردید. مسئول کانادائی اداره نیروگاه به من گفت که انتصاب به چنین سمتی درکانادا معمولا پس از 20 سال خدمت انجام میگیرد.

 

دراول فروردین 1341 که فعالیت های موسسه عمران خوزستان را تحویل گرفتیم، اولین حکمی که صادرشد انتصاب یک جوان ایرانی به سمت مدیریت مالی سازمان بود. دکترمحمدجواد منشی زاده که تحصیلات اولیه خود را در رشته داروسازی دردانشگاه تهران به پایان رسانیده بود، پس از چندسال سرپرستی داروخانه ای درتهران به رشته حسابداری علاقمند و پس ازاتمام تحصیلات حسابداری دردانشگاه در اداره حسابداری عمران خوزستان درتهران استخدام شده بود. پس ازتحویل گرفتن فعالیت ها از موسسه عمران خوزستان وی به سمت مدیرمالی سازمان منصوب و به اهواز منتقل گردید. درمقابل، مدیرمالی که خارجی بود، بسمت مشاور مدیرمالی تغییرسمت یافت. به فاصله کوتاهی مدیریت امور اداری سازمان نیز تغییرکرد وعبدالواحد بهنام، که تحصیلات رشته بازرگانی را درهندوستان انجام داده بود و سال ها سمت های مختلف را در اداره همکاری اقتصادی ایران و آمریکا (اصل 4) تصدی داشت، بسمت مدیر امور اداری منصوب گردید.

 

برای استخدام جوانان دانشجو که درآمریکا تحصیل می کردند چند هیئت از طرف سازمان به آمریکا مسافرت کردند. ریاست هیئت اول را آقای عبدالرضا انصاری، مدیرعامل سازمان به عهده داشت. امیرحسین نخعی، که مسئول امور استخدام و آموزش دردفتر تهران سازمان بود و بعداً معاون وزارت آموزش و پرورش شد، نیز دراین ماموریت شرکت داشت. این دونفر در دو مسیرمختلف درامریکا حرکت و براساس برنامه ریزی قبلی، در شهرهای مختلف امریکا، با دانشجویان مصاحبه کردند و موفق شدند تعدادی قرارداد استخدام منعقد نمایند. سازمان تعدادی از این دانشجویان را درشرکت های امریکائی به کارآموزی گماشت و هزینه کارآموزی و مراجعت آن ها را به ایران تقبل کرد. رویه سازمان این بود که این جوانان پس از توقف بسیار کوتاه در تهران به خوزستان عزیمت وکار خود را شروع کنند. سازمان در همه مناطق فعالیتش مسکن، وسیله نقلیه برای کار، وسائل زندگی، و نیز باشگاه های ورزشی و سینما و سالن هائی برای برگزاری جشن و مهمانی فراهم کرده بود. برخلاف رویه و روش سنتی در ادارات دولتی ایران، میان رؤساء وکارمندان یک نوع دوستی بوجود آمده بود، و رفتار رئیس و مرئوسی وجود نداشت. کارمندان خود را غریبه حس نمی کردند و درجلسات هفتگی مطالب و مسائل و پیشنهادات اصلاحی خود را به راحتی مطرح می کردند و مورد بحث قرار می دادند. پس از گذشت دوسال تعداد قابل توجهی از جوانان فارغ التحصیل دانشگاه ها در سازمان استخدام شدند و در زمان کوتاهی تعدادی از آن ها توانستند جانشین کارشناسان خارجی شوند و خارجی هائی که قبلا رئیس آنها بودند مشاور آنها شدند. این جوانان موجب استخدام جوانان دیگری شدند که خود به سازمان معرفی می کردند. دراینجا باید از جالینوس شفازند یاد کرد که اولین رئیس ایرانی دفتر کارگزینی و آموزش کارمندان سازمان دراهواز بود. قبل از وی یک جوان امریکائی رئیس کارگزینی بود که علاقه ای به سپردن امور به یک جوان تحصیل کرده ایرانی نداشت و با این که به سمت مشاور منصوب گردید که با جالینوس شفازند همکاری نماید پس از مدت کوتاهی به آمریکا مراجعت نمود. ولی تصمیمات مدیریت سازمان در امور استخدامی، ارتقاء ، انتصاب و آموزش کارکنان توسط مسئولین ایرانی دفتر کارگزینی بنحو شایسته ای اجرا گردید.

 

اولین مدیر ایرانی طرح نیشکر نادر حکیمی بود که تحصیلاتش را در رشته مهندسی در دانشگاه آمریکائی بیروت و ام آی تی ( M.I.T) آمریکا به پایان رسانده بود. وی در سال 1341 به سمت معاون کارخانه تولید نیشکر منصوب شد و با پشتکار و لیاقتی که داشت توانست نظر موافق رؤساء طرح را جلب کند و درمدت کوتاهی به سمت معاون طرح نیشکر هفت تپه ارتقاء مقام یابد. وی سپس مدیرطرح نیشکر شد و کارشناسان خارجی با سمت مشاور با وی همکاری می کردند. پس از چند سال نادرحکیمی به تهران رفت و در امور تجارتی خصوصی به فعالیت پرداخت. برای مدتی نیزحکیمی با سمت معاونت وزارت دارائی مسئولیت اداره امور کشتیرانی و بنادر را داشت.

 

یکی دیگر از جوانان تحصیل کرده که در سال 41 استخدام شد و با فعالیت و کاردانی خود به سمت مدیر طرح آزمایشی آبیاری دز رسید، اصغر اژدری بود. وی فارغ التحصیل از دانشکده کشاورزی کرج بود و سپس موفق به اخذ درجه فوق لیسانس درمهندسی ماشین آلات کشاورزی از دانشگاه دورهم (Durham) انگلستان گردید. اژدری ابتدا معاون اداره ماشین آلات کشاورزی طرح آبیاری آزمایشی دزشد و پس ازیک سال خدمت به سمت معاون فنی ودرسال1343به سمت مدیرطرح آبیاری آزمایشی دزمنصوب گردید. ازاین زمان این طرح کلاً بدست ایرانیان اداره شد.

 

درماه های آخری که مدیران اولیه سازمان آب و برق خوزستان در خوزستان خدمت می کردند، یعنی در حوالی سال 1345، با مسئله جدیدی روبروگشتند و آن نگهداری کارمندان جوان درخوزستان بود، چون با بهبود همه جانبه اوضاع اقتصادی در ایران قوه جاذبه تهران موجب تشدید علاقه کارمندان به انتقال به تهران شده بود.

 

مضافاً، بسیاری از موسسات دولتی و غیردولتی علاقمند به استخدام این کارمندان بودند، زیرا آن ها نه تنها تحصیلات دانشگاهی داشتند و درخارج و درخود سازمان در رشته تخصص خود کارآموزی دیده بودند، بلکه پس ازسال ها تجربه ورزیده شده و در زمینه های مختلف مدیریت کار یادگرفته بودند. دراین زمینه ما زیاد سخت گیری نمی کردیم، زیرا نظام سازمان، ازآن جمله سیاست ارتقاء مقام براساس لیاقت، حقوق و مزایای مکفی، امکان استفاده از وام برای خرید خانه و اتومبیل، دسترسی به مراکز فروش مایحتاج ازطریق شرکت های تعاونی و غیره، جوانان را به ادامه خدمت درخوزستان تشویق می نمود. معذلک، سازمان با انتقال تعداد زیادی ازکارمندان به بخش دولتی و خصوصی موافقت کرد. البته، همواره کارمندان دیگری درسازمان استخدام شده و کارآموزی می دیدند تا آماده برای جانشینی کارمندان انتقالی باشند. این نیز گفتنی است که تعدادی از کارمندانی که ازسازمان آب و برق خوزستان به موسسات دیگرمنتقل شدند به مقامات حساس مملکتی رسیدند، که خود از آثار مفید و مثبت سازمان برای مملکت به شمار می آید.

 

بطورمثال، زمانی که نادر حکیمی به تهران منتقل شد، جوان دیگری به نام اصغر شرکت، که در طرح نیشکر هفت تپه خدمت می کرد، به مدیریت طرح نیشکر هفت تپه ارتقاء مقام یافت.. اصغرشرکت از دانشگاه نبراسکا درجه لیسانس درکشاورزی اخذ کرده بود. وی در ابتدای خدمت در سازمان در طرح آبیاری آزمایشی دز فعالیت می کرد، و پس از چندی به طرح نیشکر هفت تپه منتقل شد و با همکاری با کارشناسان خارجی در امور مدیریت طرح کارآموزی دید و به سمت معاونت طرح نیشکر هفت تپه منصوب شد و سپس به مدیریت طرح رسید. در زمان وی ظرفیت تولید شکر تصفیه شده از 30 هزار تن به 50 هزار تن رسید و مقدمات افزایش ظرفیت تولید شکر به 100 هزار تن فراهم گردید. این از موفقیت های چشمگیر ایرانی ها بود، زیرا کلیه امور تولید شکر به دست ایرانی ها اداره می شد وکارآموزی و تربیت جوانان، که از سیاست های مهم سازمان بود، در طرح نیشکر درهمه مراحل رعایت می شد. در نتیجه این امکان به وجود آمد که مدیران طرح همواره از بین جوانان شاغل در خود طرح انتخاب شوند. نمونه دیگر محمدرضا نقابت معاون طرح نیشکر هفت تپه بود که پس از استعفای اصغر شرکت وی به سمت مدیر طرح نیشکر هفت تپه منصوب گردید.

 

درطرح آبیاری آزمایشی دز، نیز، زمانی که اصغر اژدری، مدیرطرح، به تهران منتقل گردید، معاون وی، مهدی یزدی، که رشته مهندسی آبیاری را در آمریکا تحصیل کرده بود جانشین وی شد، و بدین ترتیب کارمندان برای تصدی مشاغل بالاتر آموزش می دیدند.

 

در بدو تاسیس سازمان آب و برق خوزستان در1339 درحدود شش صد کارشناس، کارمند، و کارگر خارجی درطرح عمران خوزستان درتهران و خوزستان فعالیت می کردند. این رقم شامل کارشناسان خارجی سازمان می شد که از سوی شرکت عمران و منابع استخدام شده بودند و نیز کارمندان، مهندسین، و کارگرانی که برای پیمانکاران خارجی در زمینه های سدسازی، نیشکر، آبیاری و برق کار می کردند. زمانی که من به عنوان نماینده مدیرعامل سازمان برای تحویل گرفتن فعالیت های موسسه عمران خوزستان (KDS Khuzestan Development Services) به اهواز رفتم، همه رؤسای ادارات و قسمت های فنی خارجی و اکثریت آنها امریکائی بودند. در اواسط سال 1345 که عبدالرضا انصاری و من به ترتیب به سمت وزیرکشور و معاون وزارت کشور منصوب شدیم و از سازمان رفتیم، همه قسمت های فنی مانند سدّدز، طرح آبیاری آزمایشی دز، طرح نیشکر هفت تپه، قسمت توزیع برق؛ و نیز دفاتر اداری مانند حسابداری، بودجه، کارپردازی، انبارداری، روابط عمومی، کارگزینی، آموزش، و حمل و نقل را ایرانیان، که همگی فارغ التحصیل دانشگاه بودند، تصدی می کردند. دراین زمان سد ساخته شده بود، شکر ازکشت نیشکر درهفت تپه تولید می شد و برق کلیه شهرها و تعداد زیادی از روستاهای خوزستان تامین شده بود، و شبکه طرح آبیاری آزمایشی در 22 هزار هکتار زیرسد ساخته شده بود و از آن بهره برداری می شد.

 

استقلال سازمان، بخصوص استقلال مالی سازمان، سهم مهمی در موفقیت این برنامه داشت. امّا تشویق صحیح و بموقع کارمندان، از آن جمله ترفیع آنان برای تصدی مشاغل بالاتر، تشخیص و ترغیب فعالیت استثنائی، مانند اخذ نشان از دربار و یا پرداخت پاداش های نقدی، و یا اعزام به خارج برای مطالعات و آموزش بیشتر، و دیگر روش ها نیز به پیشرفت کار کمک می کرد.

 

 

برنامه ریزی و بودجه

 

یکی از اولین اقدامات سازمان آب و برق خوزستان مطالعه و بررسی دقیق هزینه طرح ها، بخصوص هزینه های اداری، و نحوه تهیه بودجه عمرانی و بودجه قسمت های اداری بود. سازمان موفق به صرفه جوئی های جالبی شد. مثلا، زمانی که موسسه عمران خوزستان را تحویل گرفتیم، سازمان رأسا مراکز بهداری خود را اداره می کرد. درنتیجه تعدادی طبیب خارجی و ایرانی و هم چنین پرستار و دیگر کارمندان بهداری در استخدام سازمان بودند. از آنجا که سازمان در زمینه بهداشت تخصص نداشت، استخدام و نگهداری این افراد و خرید دارو و وسائل بهداری مشکل فراهم کرده بود. هزینه بهداشت کارمندان خارجی و ایرانی زیاد و دربودجه سازمان رقمی چشمگیر بود. موسسه عمران خوزستان در اهواز و هفت تپه و دزفول و محل سدّ دز تعدادی کلینیک تاسیس و اجبارا چند پزشک و پرستار خارجی استخدام کرده بود، زیرا پزشکان ایرانی حاضر به قبول خدمت درخوزستان نبودند. اگراحیانا پزشکی حاضر به خدمت درخوزستان می شد، جذب شرکت ملی نفت ایران می شد. هزینه گزاف امور بهداشتی فقط شامل حقوق یک پزشک خارجی نبود، بلکه هزینه سفر وی و خانواده اش به ایران و برگشت و هزینه تحصیل فرزندان آنان و دیگر هزینه های وابسته به استخدام خارجی ها را نیز شامل می شد.

 

سازمان آب و برق خوزستان با مشورت و تایید رئیس سازمان برنامه و پس از مذاکره با تعدادی از بیمارستان های تهران قراردادی با بیمارستان پارس تهران منعقد کرد. براساس این قرارداد بیمارستان پارس کلیه وسائل بهداری سازمان را تحویل گرفت، کارمندان و پزشکان خارجی و ایرانی کلینیک های سازمان به بیمارستان پارس منتقل شدند، و از آن پس اداره امور مربوط به بهداشت بدست کارشناسان و پزشکان بیمارستان پارس انجام گرفت. این اقدام سازمان موجب شد که نه تنها سرویس بهداشتی مطمئن تر و مُدرن تری ارائه شود، بلکه همه کارمندان سازمان و خانواده آنها بیمه بهداشتی شوند. درنتیجه کارمندان و خانواده آنان اطمینان خاطر بیشتری پیدا کردند، به ویژه این که درگذشته کارمندان و خانواده آنان مجبور بودند به بیمارستان های محلی مراجعه کنند، که خدمات بهداشتی آن ها به هیچ وجه اطمینان بخش نبود. تصدی امور بهداشتی توسط بیمارستان پارس موجب جلب کارمند و ادامه خدمت درخوزستان شد. از آن پس اعزام کارشناسان خارجی برای معالجه به تهران و یا کشورهای خارج به میزان قابل توجهی کاهش یافت و موجب تقلیل هزینه بهداشتی سازمان گردید.

 

لازم به توضیح است که این اقدام سازمان ابتدا با واکنش منفی کارشناسان خارجی مواجه شد، اگرچه مدیریت شرکت عمران و منابع از این سیاست بهداشتی سازمان پشتیبانی می کرد. کارشناسان خارجی علاقمند بودند که همچنان به پزشکان خارجی مراجعه کنند. لذا، مدتی وقت لازم بود تا این کارشناسان با پزشکان ایرانی آشنا شده و به آن ها اعتماد پیدا کنند. از این رو سازمان دو پزشک و یک پرستار خارجی را که در استخدام داشت در اختیار بیمارستان پارس گذاشت. پس از اتمام مدت قرارداد این پزشکان به خدمت آنان خاتمه داده شد، و از آن پس کلیه امور بهداشتی به دست ایرانیان اداره گردید.

 

مسئولین سازمان آب و برق خوزستان نه فقط به کاهش هزینه ها توجه داشتند، بلکه سعی می کردند که کار را بدست کاردان بسپرند و اموری را که دیگران می توانستند بهتر و با هزینه کمتر انجام دهند بر اساس قرار دادهای محکم دراختیار آن ها بگذارند، مانند همین قرارداد با بیمارستان پارس.

 

روش های صرفه جوئی و تغییرات سازمانی

 

در موسسه عمران خوزستان دفتری با تعدادی کارمند برای تهیه بلیط ترن، راه آهن و هواپیما وجود داشت که برای کارمندان خارجی و ایرانی بلیط تهیه و احیانا تسهیلاتی درمسافرت آنان ایجاد می کرد. با یکی از آژانس های مسافرتی مذاکره و قراردادی منعقد گردید و از آن پس این امور توسط آن آژانس انجام می گرفت. علاوه بر این که هزینه دفتر مسافرت ها کلا صرفه جوئی شد، آژانس مسافرتی تعدادی بلیط هواپیما به رایگان در اختیار سازمان قرار داد تا برای اعزام کارمندان بخارج برای تشویق یامعالجه آن ها مورد استفاده قرار گیرد.

 

در اهواز اداره انبار و منازل کلیه امور تعمیراتی منازل و ساختمان های اداری سازمان را رأسا انجام می داد، و تعدادی لوله کش، بنا، آهنگر، سیم کش، متصدی وسائل برقی منازل در استخدام داشت و حتی برای ساختن و تعمیر میز و صندلی دفاتر ومبلمان منازل تعدادی نجار استخدام شده بودند. ولی بعداً با عقد قرارداد با افراد و شرکت های مختلف مقدار زیادی از این امور به پیمانکاران سپرده شد و نه فقط امور مربوط به اداره و استخدام و نگهداری وجانشین کردن کارمندان و کارگران حذف گردید، بلکه تعمیرات با کیفیت بهتر و با هزینه کمتر انجام می گرفت.

 

در اجرای برنامه های صرفه جوئی گاه گاهی با مشکلاتی برخورد می کردیم که نیاز به راه حل های خاص داشت. از جمله، هریک از مدیران طرح ها و رؤساء خارجی فعالیت ها که درنواحی مختلف خوزستان مانند هفت تپه، دزفول، اندیمشک، سددز، و اهوازخدمت می کردند، اتومبیل با راننده در اختیار داشتند. درتعیین هزینه اتومبیل، می بایستی استهلاک اتومبیل، هزینه تعمیرات و بنزین و روغن، حقوق و اضافه کار راننده، هزینه سهم کارفرما برای بیمه اجتماعی و هزینه ثابت دفاترکارگزینی و کارپردازی و اداری سازمان محاسبه می شد. سازمان با توجه به میزان این هزینه ها با پیمانکاری قراردادی منعقد نمود و براساس این قرارداد پیمانکار ده اتومبیل سواری نو با ده راننده در اختیار سازمان قرار داد که هریک از آن ها به یکی از طرح ها و یا ادارات و یا برای مسافرین سازمان در فرودگاه آبادان اختصاص یافت. با این عمل مبلغی درحدود40 درصد هزینه ها صرفه جوئی شد. امّا چند روزی نگذشت که از سوی مسئولین سازمان های دولتی در اهواز شایعات زیادی درمورد واگذاری اتومبیل سواری نو به کارمندان سازمان آب و برق رواج یافت، که اخبار آن در تهران نیز منتشر و موجب تبلیغات سوئی برعلیه سازمان شد و سازمان با تهیه طرح وام اتومبیل کارمندان را تشویق به خرید اتومبیل کرد که این راه دیگری برای تقلیل هزینه ها بود.

 

پیش از این که سازمان کارها را تحویل بگیرد، دفتر کارپردازی موسسه عمران خوزستان کلیه خریدهای محلی را از یک شرکت در اهواز خریداری می کرد. این شرکت خصوصی انباری در اهواز داشت، کارکنان آن به زبان انگلیسی آشنائی داشتند، و تنها شرکتی بودکه نمایندگی لوازم انواع ماشینآلات را داشت. سازمان، پس از تحویل گرفتن کار، از شرکت های محلی دعوت کرد که خود را برای ارائه خدمات مورد نیاز سازمان آماده سازند. از آن پس خریدها ازشرکت های مختلف انجام گرفت و رقابت میان فروشندگان موجب صرفه جوئی در بودجه سازمان شد. خریدهای بزرگ ازطریق مناقصه های عمومی و یا مناقصه های محدود انجام می گرفت. شیوه تصمیم گیری درباره خرید اجناس و خدمات این بود که براساس آئین نامه هائی که تهیه کرده بودیم ابتدا نیازمندی ها در ردههای پائین مطرح و بحث می شد. سپس، گام به گام، به رده های بالاتر می رسید. درکلیه موارد، همه مسئولین ذی ربط درتصمیم گیری مشارکت داشتند. هیچ امری پنهانی و دور از اطلاع مدیران و مسئولین انجام نمی شد. این شیوه تصمیم گیری از فساد جلوگیری می کرد.

 

 

تهیه بودجه

 

 

بودجه سازمان آب و برق خوزستان مورد توجه خاص مسئولین سازمان برنامه بود و رسیدگی به بودجه سازمان درسازمان برنامه با حضور افسران عالی رتبه آن سازمان انجام می گرفت. در بعضی ازجلسات مهندس صفی اصفیاء، سرپرست سازمان برنامه، خود نیز شرکت می کرد. پس از تاسیس وزارت آب و برق بودجه سازمان جزء فصل بودجه وزارت آب و برق به مجلس شورای ملی تسلیم می شد.

 

در سال 1341 سازمان آب و برق خوزستان بودجه عمرانی پنج ساله تهیه و به سازمان برنامه ارائه کرد. از آن پس بودجه سالیانه براساس برنامه عمرانی پنج ساله تهیه و تنظیم می شد. این شیوه بودجه بندی در نوع خود بی سابقه بود. طبیعتا، کارمندان و کارشناسان ملزم به رعایت دقیق بودجه پیش بینی شده و مصوبه بودند و کلیه محدودیت ها بدون هیچ تغییری رعایت می گردید.

 

سازمان آب و برق خوزستان، براساس قانون مصوبه، از نظرمالی مستقل بود. امّا، آشکارا، در ابتدای کار سازمان مجبور بود برای انجام پروژه های عمرانی ازدولت کمک بگیرد. لذا، بودجه سازمان از دو بخش تامین می شد. یکی ازدرآمدهای حاصل از فروش برق، شکر و آب، که هزینه های تولید محصولات فوق و هزینه های عمومی و اداری را تامین می کرد و بخش دیگر بودجه سرمایه گذاری بود که دولت برای هزینه های عمرانی تامین می کرد. قرار بود سازمان پس از تکمیل برنامه های اولیه عمران خوزستان از دولت وجوهی دریافت ندارد و هزینه برنامه های عمرانی آینده را از محل درآمد خود سازمان تامین کند و سازمان برنامه تعهد کرده بود که وام بانک بین الملل را دولت رأسا پرداخت نماید.

 

سازمان آب وبرق خوزستان از اولین موسسه های دولتی بود که از سیستم حسابداری صنعتی cost accounting پیروی می کردند. براساس این شیوه حسابداری هزینه های ادارات مرکزی به طرح های مختلف سرشکن می شد و هزینه تولید، اعم از برق، آب و شکر، دقیقاً محاسبه می شد. بویژه برای ایجاد انگیزه درمصرف برق شهری و صنعتی و با توجه به هزینه تولید برق، که با دقت محاسبه شده بود، نرخ برق در حداقل ممکن تعیین گردید که از نرخ برق در دیگر نقاط کشور کمتر بود. نرخ پائین برق، به نوبه خود، یکی از عوامل جذب صنایع به خوزستان شد.

 

مدیریت سازمان فعالیت ها را به دقت پیگیری و ارزشیابی می کرد و این نحوه عمل موجب شد که بودجه مصوبه به نحو صحیحی اجرا شود و تجربه های حاصله درتهیه برنامه ها و بودجه های آتی مورد استفاده قرار گیرد. رؤسای طرح ها و مسئولین ادارات مرکزی در اهواز موظف بودند هرماهه گزارشی از وضع بودجه، امور مالی و پیش رفت کار قسمت خود برای مدیریت تهیه کنند. گزارش ها توسط مدیران بررسی میشد و رؤساء طرح ها مرتبا در جریان این بررسی قرار می گرفتند.

 

وسائل رفاه کارمندان

 

شهرهای خوزستان مانند اهواز و خرمشهر و دزفول و اندیمشک فاقد مسکن مناسب و تسهیلات بهداشتی و وسائل تفریحی و ورزشی بودند. به همین دلیل برای سازمان های دولتی و خصوصی استخدام کارشناسان ورزیده و جوانان تحصیل کرده برای خدمت درخوزستان مشکل بود. فقط شرکت ملی نفت ایران بود که برای رفاه کارکنان خود وسائل و تسهیلات لازم فراهم کرده بود. با توجه به مشکلات فوق، سازمان آب و برق خوزستان نیز درصدد تأمین وسائل مختلف رفاه برای کارمندان برآمد و برای کارشناسان ایرانی و خارجی نه تنها مسکن تهیه کرد، بلکه درسال های اول مبلمان و وسائل دیگر نیزدر اختیار کارمندان قرار داد. در اهواز و هفت تپه و دزفول و اندیمشک و درمحل سددز سالن هائی برای نشان دادن فیلم سینمائی برای کارمندان تهیه کرد. در هرمنطقه باشگاهی ساخت که دارای رستوران، استخر، سالن ورزش، و محلی برای برپا کردن مهمانی ها و دیگر جشن ها بود.

 

سازمان کارمندان خود را تشویق می کرد که با توجه به هوای گرم و شرایط سخت خوزستان ازمرخصی سالانه استفاده نمایند. به همین منظور با سازمان مهمانخانه های بنیاد پهلوی مذاکره و ترتیبی داده شد که با هزینه کم و درزمان های مشخص کارمندان سازمان از مراکز توریستی و مهمانسراهای بنیاد پهلوی استفاده کنند.

 

مسابقات ورزشی میان باشگاه های سازمان ترتیب داده می شد و وسائل اسکی روی آب در دریاچه سددز فراهم شده بود که مورد استفاده کارمندان قرار میگرفت. کارمندانی که کوشش بیشتری در انجام کار خود نشان می دادند برای شرکت در سمینارهای علمی و یا برای اخذ درجه تخصصی به تهران و یا خارج ازکشور اعزام می شدند. این خود موجب علاقمندی بیشتر کارمندان به کار و فعالیت می شد.

 

مدیران و کارمندان ارشد سازمان می توانستند از وام اتومبیل استفاده کنند. این وام ها بدون بهره بود و درضمن موجب صرفه جوئی در هزینه حمل و نقل سازمان می شد. چنانچه کارمندان از اتومبیل شخصی خود برای انجام کارهای سازمان استفاده می کردند، هزینه بنزین و هزینه استهلاک معینی به آنان پرداخت می شد. این برنامه موجب تقلیل هزینه اداره حمل ونقل سازمان گردید.

 

چندسال پس از اینکه کارشناسان جوان ایرانی درخوزستان جایگزین کارشناسان خارجی شدند، برنامه وام مسکن نیز به مورد اجرا گذارده شد و هزینه مسکن سازمان کاهش یافت و کارمندان نیز درحفظ منزل و مسکن خود بیشتر توجه می کردند.

 

همان طورکه درقسمت بودجه توضیح داده شد، سازمان به موضوع بهداشت کارمندان توجه خاص داشت. با قراردادی که با بیمارستان پارس تهران منعقد شده بود، کارمندان و خانواده آنان دارای بیمه کامل بهداشتی شدند. درمراجعه به دکترها و یا بستری شدن دربیمارستان هیچ گونه هزنیه ای نمی پرداختند و کلیه هزینه مداوا و بستری شدن در بیمارستان براساس قرارداد منعقده به عهده بیمارستان پارس بود. سازمان، براساس روش متداول بیمه، مبلغی بابت هرکارمندماهیانه به بیمارستان پارس میپرداخت و مبلغ کمی ازحقوق کارمندان بابت بیمه بهداشت کسر می کرد. عقد این قرارداد هزینه امور بهداشتی سازمان را تقلیل داد و خدمات بهداشتی بهتری دراختیار کارکنان سازمان قرار گرفت.

 

درخوزستان وسائل تلفنی بین شهرها وجود نداشت. سازمان ابتدا از طریق دستگاه های فرستنده رادیوئی یک طرفه بین شهرهای خوزستان و دفترسازمان درتهران رابطه برقرار کرده بود. درسال 1343 سازمان با خرید دستگاه های تلفن مُدرن و فرستنده مرکزی توانست برای اولین بار درخوزستان بین شهرهای حیطه فعالیت خود- اهواز، خرمشهر، دزفول، اندیمشک، هفت تپه، و سددز- تلفن مستقیم برقرار کند. از آن پس کارمندان سازمان توانستند بدون واسطه یا تلفن چی مستقیما با کارمندان و یا ادارات دیگر سازمان درشهرهای مختلف تماس حاصل نمایند. این امر درپیشبرد برنامه های سازمان اثرمثبت داشت. کلیه امورنصب وبهره برداری از وسائل تلفن مستقیم از طریق سیستم مایکرو ویو(microwave) توسط کارمندان و مهندسین ایرانی قسمت ارتباطات سازمان انجام می گرفت.

 

سرپرست قسمت ارتباطات شمس الدین ملک ابهری بود. وی یکی از مهندسینی بود که سازمان در امریکا استخدام و برای کارآموزی به یکی از شرکت های معروف در رشته ارتباطات بنام شرکت موتورولا (Motorola) فرستاده بود. ملک ابهری چندین سال سرپرستی قسمت ارتباطات سازمان را به عهده داشت. درسال 1346 ملک ابهری به تهران منتقل و به ریاست اداره مخابرات وزارت آب و برق و کمی بعد به سمت مدیر ارتباطات سازمان برنامه منصوب شد. سپس او رئیس شرکت مخابرات ایران شد.

 

سازمان، با توجه به نیاز به استخدام کارشناسان جوان ایرانی، موفق گردید که موافقت دولت را نسبت به استخدام جوانان مشمول نظام وظیفه درسازمان اخذ نماید. تا زمانی که این جوانان درسازمان کار می کردند، به خدمت نظام وظیفه احضار نمی شدند و این امر موجب تشویق تعداد دیگری از فارغ التحصیلان دانشگاه های آمریکا گردید که به ایران مراجعت و در خدمت سازمان درآیند.

 

تعداد قابل توجهی از مدیران و کارشناسان ایرانی سازمان موفق به دریافت نشان از دربار شدند. مدیریت سازمان هرساله درخواست اهداء نشان برای کارمندان سازمان به دربار شاهنشاهی ارسال می داشت. این امر دردستگاه های دیگردولتی درسطح استان سابقه زیادی نداشت و اهدای نشان از نظر روانی برای کارمندان بسیار مفید و جالب بود.

 

از نظر اهمیتی که هریک از کارمندان برای سازمان داشت، در مواقعی که پادشاه و یا نخست وزیر از طرح های سازمان بازدید می کردند، همیشه کارمند مسئول قسمتی که مورد بازدید قرار می گرفت گزارش و توضیح می داد و هیچ وقت سعی نشد که فقط مدیرعامل یا معاونین مدیرعامل سازمان منحصرا درباره فعالیت سازمان گزارش دهند. از این روکارمند حس می کرد که فعالیتش به حساب می آید و نتیجه زحماتش پاسخ داده شده است.

 

رویداد زیرگواهی مطالب بالاست. روزی در پایگاه هوائی وحدتی در دزفول مانور هوائی با همکاری نیروهای ایران و امریکا ترتیب داده شده بود که پادشاه و تعدادی از وزیران و امرای لشکری و هم چنین تعدادی از امرای لشکری آمریکا برای مشاهده آن به دزفول آمده بودند. صبح زود که قرار بود تعدادی چترباز از هواپیماهای جنگی ای که از آمریکا عازم ایران بودند در دزفول در روبروی جایگاه به زمین آیند طوفان شن شد و نتیجتا مانور انجام نگرفت. امّا پادشاه تصمیم گرفتند که آن روز را در دزفول بمانند و مانور روز بعد انجام گیرد. بعدازظهر آن روز به من اطلاع دادند که پادشاه علاقمندند با مهمانان خارجی، که تعدادی عکاس و فیلمبردار و خبرنگار خارجی نیز همراه آنها خواهند بود، از طرح آبیاری آزمایشی دز بازدید بعمل آورند. درنواحی مختلف طرح، مانند محل انشعاب کانال های اصلی و مزرعه صفی آباد و مرکز برنامه سواد آموزی، مسئولین مربوطه و کارمندان جوان سازمان که با لباس کار شرکت کرده بودند، بدون هیچ گونه تشریفات معمول این نوع بازدیدها درباره فعالیت های طرح آبیاری توضیحاتی می دادند و پادشاه با دقت به گزارش کارمندان توجه می کردند و دربعضی موارد خود اثرات طرح عمران خوزستان و تکمیل شبکه آبیاری و امکانات توسعه کشاورزی را برای مهمانان خارجی تشریح می کردند. این خود نشان می داد که ایشان تا چه حدّ به امور عمرانی خوزستان علاقمند و پشتیبان برنامه های عمرانی آن ناحیه بودند. درضمن برنامه این پذیرائی ناگهانی ازپادشاه و مهمانانشان چون به نحو بسیار سادهای ترتیب داده شده بود اثر خوبی درمهمانان گذارد. بخصوص، یکی از زارعین طرح که با تقدیم چند شاخه گل وحشی به پادشاه که خود از صحرا تهیه کرده بود با زبانی ساده از کمک هائی که به زارعین آن ناحیه شده است سپاسگزاری کرد بسیارجلب توجه نمود.

 

دو موضوعی که درفوق اشاره شد، یعنی دریافت نشان از دربار و امکان دادن گزارش توسط کارمند مسئول، موجب تشویق کارمندان می شد و اهمیت و اثر این نحوه تشویق کمتر از پرداخت پاداش و یا ایجاد وسائل تفریحی و ورزشی نبود. در این جا به یکی از موارد دیگر مدیریت باید اشاره کرد: کارمندان سازمان هریک مسئول انجام وظائف خود بودند و اختیارات انجام کار نیز بیک یک آنان تفویض می شد و این تفویض اختیار ازمدیرعامل به معاونین و سپس به دیگر رؤساء قسمت ها و ادارات انجام گرفته بود. از این روکارمندان حس می کردند که وجود آن ها به حساب می آید و متقابلا مدیریت سازمان انتظار دارد که مسئولیت امور را قبول کنند و به نحو صحیحی وظائف خود را انجام دهند.

 

برنامه های عمده طرح عمران خوزستان

 

آغاز کار درسازمان آب و برق خوزستان

 

احمدعلی احمدی

 

درسال 1338 (1959)، وقتی آقای دکترجمشید آموزگار وزیرکشاورزی بود، نامه ای به او نوشتم که من برای خدمت به کشورم آماده ام و مایلم به ایران مراجعت کنم. او نیزطی نامه ای مرا دعوت کردکه هرچه زودتر به ایران بازگردم تاترتیب همکاری من داده شود. من دربهمن1338 پس از14سال دوری ازوطن و اشتغال به تحصیل، تدریس و پژوهش دردانشگاه های یوتا، کرنل (Cornell) و آمریکائی بیروت(American University of Beirut)، به ایران مراجعت کردم و با رتبه سه به سمت کارشناس اصلاح بذر و باغبانی در وزارت کشاورزی در کرج با حقوقی درحدود000, 25ریال درماه که ازچند بخش حاصل می شد و از منابع مختلف می آمد (اصل 4، حقوق رتبه 3، دوری از مرکز، اضافه کار و غیره) استخدام شدم. تا مدتی که دکترجمشید آموزگار وزیرکشاورزی بود، حقوق من مرتباً پرداخت می شد. پس از رفتن او، زمان وزارت آقای ابراهیم مهدوی، درپرداخت حقوق من مداوما اشکال تراشی شد، و کار بجائی رسید که با این که از کاری که می کردم راضی بودم، تقاضای انتقال به سازمان برنامه کردم. با تقاضای من موافقت شد، ولی در همان موقع آقای مهندس حسین خدیوی، مدیرعامل مؤسسه اصلاح بذر و نهال، که از شخصیت های شریف و تحصیل کرده درکشاورزی و رئیس مستقیم من بود، اظهار کرد اگر مایل باشم دروزارت کشاورزی بمانم ترتیبی خواهد داد که تا وقتی اودراین جاست حقوق من مرتبا پرداخت شود. با توجه به این که از کار پژوهشی و کارهای تولیدی لذت می بردم و از نشستن پشت میز و کار دفتری بیزار بودم پیشنهاد ایشان را قبول کردم و به کار خود ادامه دادم. امّا وقتی حسن ارسنجانی وزیر کشاورزی شد مجددا اشکال تراشی ها شروع شد و دیگرکاری از دست مهندس حسین خدیوی برنمی آمد. از طرف دیگر شنیده بودم که ارسنجانی شخص بسیار بددهنی است و ممکن است برخوردی ناراحت کننده بین من و او پیش آید. لذا از دوستم آقای عبدالرضا انصاری، که اخیراً مدیرعامل سازمان آب و برق خوزستان شده بود، خواهش کردم تقاضای انتقال مرا به سازمان آب و برق خوزستان بکند. او موافقت کرد و من در تیرماه 1340 به عنوان مشاور فنی مدیرعامل سازمان آب و برق خوزستان استخدام شدم و در حدود یک سال در این سمت انجام وظیفه کردم. کار من در این مدت مطالعه سوابق کشاورزی، طرح های آبیاری آزمایشی دز و نیشکر هفت تپه، آشنائی و مذاکره با مدیران خارجی طرح ها و آشنائی با جوانان ایرانی که درطرح های مختلف مشغول کار بودند، بازدید منظم ازطرح های کشاورزی و ملاحظه پیشرفت کار بود. چون طبق قرارداد خارجی ها مجری طرح ها بودند، اگر درکارشان اشکالی می دیدم مراتب را فورا به مدیرعامل سازمان اطلاع می دادم. در طول این مدت یکی از کارهای دیگر من تهیه گزارش برای مدیرعامل سازمان در باره گزارش هائی بود که ازطرف استاندار وقت آقای ابراهیم مهدوی به دولت و پادشاه ارسال می شد و سازمان می بایستی پاسخ آنها را بدهد. چون مجریان طرح ها همه خارجی بودند و نه وقت و نه توانائی نوشتن گزارش به فارسی داشتند، ناچار می بایستی یک نفر از سازمان آب و برق خوزستان که به کارها واقف است از محل بازدید وبا مذاکره بامسئولان امر گزارش لازم را تهیه کند. بدین ترتیب بخش بزرگی از وقت من صرف تهیه گزارش جهت خنثی کردن اثرات نامطلوب گزارش های استاندار وقت می شد.

 

در اوائل تابستان سال 1341 از مدیرعامل سازمان تقاضای یک ماه مرخصی برای رفتن به آمریکا کردم. عبدالرضا انصاری با یک ماه مرخصی من موافقت کرد، ولی وقتی برای خداحافظی نزد او رفتم، اظهار داشت بهتراست مسافرت خود را کوتاه کنم، برای این که در آتیه نزدیک نقشه ای برایم در نظر دارد.

 

پس از بازگشت به ایران، در ملاقاتی که با مدیرعامل سازمان داشتم، گفت ترتیبی بده که با امور غیر کشاورزی سازمان مانند سدّ سازی و ساختمان کانال، برق و غیره نیز آشنا شوی. من هم سوابق مربوط را مطالعه کردم. چند هفته ای از این ملاقات گذشت. یک روز مدیرعامل سازمان مرا احضار کرد و وقتی به دفتر ایشان رفتم، ضمن تبریک، حکمی به من دادو مرا به سمت معاون فنی سازمان منصوب کرد. از او تشکر و کار جدید خود را شروع کردم. (لازم به توضیح است که مهندس مصطفی مزینی، معاون فنی وقت، تصمیم داشت برای ادامه تحصیلات عالی و اخذ درجه دکترا در رشته مهندسی به آمریکا برود. به همین جهت عبدالرضا انصاری می خواست من برای قبول مسئولیت معاونت فنی سازمان آماده باشم.) با این سمت کلیه امور طرح آبیاری آزمایشی دز، طرح نیشکر هفت تپه، و طرح بررسی منابع،شامل آب، خاک،گیاه، اندازه گیری و پیش بینی بارندگی، نوسانات آب رودخانه، آب خیزداری و غیره، تحت نظارت من قرار گرفت.

 

 

طرح عمران خوزستان

 

 

طرح عمران خوزستان براساس طرح سازمان درّه تنسی (TVA) ریخته شده بود. اصل فکر این بود که در منطقه ای مانند خوزستان، که دارای آب فراوان، اراضی وسیع، هوای آفتابی، و نیروی انسانی کافی است، عناصر موثر بروضع اقتصادی مردم را درارتباط با هم به کارگرفت و با سرمایه گذاری کافی، برنامه ریزی مناسب، آموزش درست، تشکیلات منظم، و جدیت و پشتکار وضع مردم را به نحو چشمگیری بهبود بخشید. طرح مصوّب سازمان برنامه عبارت بود از ایجاد سدّی بر روی رودخانه دز برای تولید 520 هزار کیلووات برق، به زیرکشت درآوردن 125 هزارهکتار اراضی زیر سدّ، ایجاد و کشت مزارع نیشکر، و احداث کارخانه تولید شکر از نیشکر.

 

درابتدا، مسئولیت برنامه ریزی و اجرای همه بخش های این طرح با شرکت عمران و منابع نیویورک به مدیریت دیوید لیلیانتال و گوردون کلاپ بود. این شرکت، مطابق معمول، هریک از بخش های تولیدی را، در چارچوب قراردادی که با سازمان برنامه داشت، به شرکت های بین المللی دیگر مقاطعه داده بود. زمانی که من به سازمان آب و برق خوزستان رفتم سدّدز درحال ساخته شدن بود، ساختمان طرح آبیاری آزمایشی دزشروع شده بود، وطرح نیشکر هفت تپه در دست اجرا بود. سازمان، با توجه به قراردادهای موجود، در اجرای طرح ها دخالت مستقیم نمی کرد. شرکت عمران و منابع کلیه کارهای اجرائی طرح نیشکر هفت تپه را به یک شرکت امریکائی بهنام رالف پارسونز لس انجلس (Ralph Parsons) و از طریق رالف پارسونز به شرکت دیگری به نام بروئر(C. Brewer) واگذار و کارشناس استرالیائی ای به نام دکتر ویلیام کِر(H.William Kerr) استخدام کرده بود که از سوی آنها طرح اجرائی نیشکر هفتتپه را نظارت کند.

 

هدف سازمان آب و برق خوزستان، و برنامه من بعنوان نماینده فنی سازمان، این بود که هرچه زودتر از یک سو ایرانیان را جانشین مدیران خارجی کنیم و ازسوی دیگر میان بخش های تولیدی گوناگون طرح و مردم محل ارتباط برقرار کنیم. به عبارت دیگر، طرحی را که بوسیله خارجی ها آغاز شده و سازمان یافته بود، بومی کنیم. داستان سازمان آبو برق خوزستان، داستان بومی کردن مساله عمران درایران است. ارزش تاریخی برنامه عمران خوزستان، علاوه بر تاثیری که عملا درزندگی مردم خوزستان داشت، در این بودکه نشان داد ما ایرانیان می توانیم کارهای بزرگ فنی را خودمان بدست بگیریم، سازمان بدهیم، اداره کنیم، و جلو ببریم.

 

به عنوان مثال، یکی از طرح هائی که من برآن نظارت مستقیم داشتم طرح نیشکر هفت تپه بود، که در زیر درباره اش به تفصیل توضیح خواهم داد. این طرح،طبق قراردادی که منعقد گردیده بود، کلاً زیر نظر کارشناسان خارجی اجرا می شد. ما چون کارشناس کشت نیشکر و صنعت شکرسازی نداشتیم نمی توانستیم بصورت منطقی دخالت مستقیم در اجرای طرح داشته باشیم، فقط می توانستیم نظرمشورتی بدهیم. بزرگترین هدفی که ما داشتیم این بود که ایرانی هائی را که دراین طرح کار می کردند، و یا ایرانی هائی را که از خارج از طرح استخدام می کردیم، طوری تربیت کنیم که بتوانیم خودمان تمام کارهائی را که امریکائی ها می کنند انجام دهیم. درنتیجه نه تنها دائماً تأکید داشتیم که مدیران خارجی طرح ایرانیان را درجریان کارها قرار دهند، بلکه تعداد زیادی از کارمندان ایرانی را برای آموزش به خارج از کشور اعزام کردیم.

 

در رابطه با این موضوع بد نیست به نکته ای اشاره کنم که روشنگر شیوه مدیریت در سازمان آب و برق خوزستان نیزهست. زمانی که من مسئولیت امور فنی، ازجمله طرح نیشکر، را به عهده گرفتم، اولین نکته ای که عبدالرضا انصاری، مدیرعامل سازمان، به من تأکید کرد همین موضوع کارآموزی کارمندان ایرانی بود، و این که ما باید هرچه زودتر این طرح ها را تحویل بگیریم و خودمان انجام دهیم. گفتم من برای تحویل گرفتن و اجرای کامل طرح نیشکر سه سال وقت لازم دارم، به شرط این که دراین سه سال مرا آزاد بگذارید. قبول کرد. فورا تعدادی کارشناس ایرانی از درون طرح و همچنین از بیرون طرح برای کارآموزی به خارج فرستادیم. این کار البته هزینه داشت و گاه گاهی آقای انصاری راجع به تعداد کارآموزان و هزینه آنها سوال می کرد. امّا همواره پشتیبان این تصمیم بود. به هرحال در عرض سه سال ما توانستیم تعداد کارشناسان خارجی طرح را که بیش از 65 نفر بودند به 6 نفر تقلیل دهیم، طرح نیشکر را تحویل بگیریم و رأسا اداره کنیم، و ترتیبی بدهیم که کارشناسان خارجی فقط بعنوان مشاورخدمت کنند. همین برنامه در زمینه های دیگر نیز اعمال شد. با این که کلیه کارهای عمرانی که سازمان انجام می داد برای رفاه مردم محل بود، معذالک در ابتدا بعضی از مالکان عمده چون فکر می کردند با ساخته شدن سدّ و اجرای طرح آبیاری آزمایشی دز ممکن است از نفوذ آنها درمحل کاسته شود، یا مجبور شوند پول آب بدهند، درصدد برمی آمدند که جلوی پیشرفت کارسازمان را بگیرند. برای مثال، یکی از کارهائی که سازمان در طرح آبیاری آزمایشی دز شروع کرد دادن کود شیمیائی با نظارت مروجان به قسمتی از اراضی بود تاکشاورزان تاثیر کود را در افزایش محصول مشاهده کنند. پس از مدتی مشاهده شد که کشاورزان با مروجین کشاورزی همکاری نمی کنند و کود شیمیائی را، که مجاناً به آنها داده شده بود، به کار نمی برند. با تحقیقاتی که بعمل آمد معلوم شد عده از مالکان با نفوذ به آخوند ده گفته اند وقتی پای منبر میروی بگو این پودرسفیدی که سازمان در اختیار شما گذاشته است از جهنم آمده و ساخته شیطان است و درصورت استفاده از آن محصول شما از بین خواهد رفت. با متوجه شدن به این موضوع، مروجان جوان با کشاورزان محّل تماس گرفتند واظهار کردند ما قسمت کوچکی از مزرعه شما را با همین پودرسفید (اوره) کود می دهیم و اگر محصولی برنداشتید معادل قیمت محصولی که معمولاً از این سطح برداشت می کنید بشما خواهیم داد. بدین ترتیب پاره ای از کشاورزان حاضر به امتحان کودشیمیائی شدند و پس از چند ماه که نتیجه آنرا مشاهده کردند از آن استقبال کردند. این تجربه به ما نشان داد که وقتی کشاورزان مطمئن شوند که مروجان جوان طرح آبیاری آزمایشی دز در خدمت آنها هستند با آنان همکاری می کنند و از تسهیلاتی که سازمان فراهم کرده، مانند ماشین آلات برای شخم کردن اراضی و برداشت محصول، وام کوتاه مدت برای کشت، کودشیمیائی و بذرمرغوب، اصلاح نژاد دام و امکانات بهداشتی و نظیر آن، استفاده میکنند.

 

برای جلب همکاری بیشتر مردم در به ثمر رسانیدن هدف های طرح آبیاری آزمایشی دز، کارکنان طرح با کدخدای روستاها و صاحبان اراضی و کشاورزان درتماس بودند و آنان را ازجریان پیشرفت کارآگاه می ساختند.

 

درعرض سال ازنمایندگان مجلس شورای ملی و مجلس سنا، روزنامه نگاران، مدیران دستگاه های دولتی، بخش دار و شهردار و فرماندار محل و استاندار برای بازدید از طرح آبیاری آزمایشی دز دعوت بعمل می آمد و پیشرفت کار از طریق جراید و رادیو در اختیار مردم قرار می گرفت. طرح آبیاری آزمایشی دز چندین بار مورد بازدید پادشاه و نخست وزیران نیز قرار گرفت.

 

 

سدّ محمد رضا شاه پهلوی (دز)

 

 

شرکت عمران ومنابع درسال 1336 پس از مطالعه کلّی درباره عمران خوزستان گزارشی تحت عنوان برنامه جامع عمران خوزستان (Khuzistan Unified Development Plan) به سازمان برنامه تسلیم کرد. این گزارش شامل احداث 14 سد روی پنج رودخانه خوزستان (دز، کارون، کرخه، جراّحی و هندیجان)، تولید شش میلیون کیلوات برق، احداث شبکه آبیاری برای آبیاری یک میلیون هکتار زمین کشاورزی، احیاء کشت نیشکر و ایجاد صنایع پتروشیمی درخوزستان بود. اولین طرح پیشنهادی شرکت عمران ومنابع احداث سد قوسی روی رودخانه دز بودبا قدرت تولید 520هزار کیلووات برق و ذخیره آب برای آبیاری 125 هزار هکتار اراضی زیرسد. این سدّ، ضمناً، آب رودخانه دز را که براثر سیل های فصلی متغیربود و ضرر هنگفتی به شهرهای اهواز، خرمشهر و اراضی کشاورزی وارد می آورد، تنظیم و امکان کشتی رانی را در قسمتی از رودخانه کارون فراهم می کرد. درطرح منظور شده بود که مزرعه ای به وسعت 10 هزار هکتار برای کشت نیشکر و نیز کارخانه ای برای تولید شکر احداث شود. همچنین قرار بود مجتمعی برای ایجاد صنایع پتروشیمی در نزدیکی اهواز احداث شود، که یکی از فرآورده های اولّی آن تولید کودشیمیائی اوره بود که در کشاورزی مورد استفاده قرار می گرفت.

 

سازمان برنامه با پیشنهادهای فوق موافقت کرد. ضمنا مقرر گردید برای تامین قسمتی از هزینه های سد دز وامی از بانک بین المللی توسعه و ترمیم اخذ گردد. از آنجاکه اخذ وام ازبانک جهانی به سرعت انجام پذیر نبود، قرار براین شد که کارهای مقدماتی احداث سد، از قبیل ساختمان جاده و تونل برای رسیدن به محل سد، شروع شود.

 

مذاکرات با بانک جهانی مدت ها بطول انجامید. عدهایاز کارشناسان بانک عقیده داشتندکه احداث سدّ ضرورتی ندارد و بهتراست برای آبیاری از تلمبه استفاده شود. پس از مدت ها مذاکره با بانک و پشتیبانی شاهنشاه و پشت کار مسئولان سازمان برنامه و شرکت عمران و منابع، بانک با 42میلیون دلاروام موافقت کرد. این مبلغ قسمتی از هزینه های طرح را تامین می کرد.

 

ساختمان سدّ به عهده یک شرکت ایتالیائی به نام Impregilo، که درمناقصه بین المللی برنده شده بود و شهرت جهانی در سدّسازی داشت، واگذار گردید. بتون ریزی سدّ درسال 1341 آغاز گردید و سدّ در اسفند 1342 رسما افتتاح و به نام سدّ محمد رضا شاه نام گذاری شد. ارتفاع این سدّ قوسی از سطح رودخانه 203 متر بود و درآن زمان ششمین سدّ بلند دنیا محسوب می شد. دریاچه پشت سدّ 64 کیلومتر طول داشت و ظرفیت آن سه میلیارد و سیصد میلیون متر مکعب آب بود.

 

درابتدا دو توربین و دو ژنراتور درپایگاه سدّ نصب گردید و میزان000 ,130 کیلووات برق تولید شد. این برق بوسیله 400 کیلومتر خط فشار قوی و 17 ایستگاه برق به شهرهای دزفول، اندیمشک، شوش، اهواز، خرمشهر، و آبادان و نیز 30 روستا رسانیده شد. پس ازچهارسال به تدریج چهار توربین و چهار ژنراتور دیگر نصب گردید و ظرفیت تولید برق به حدّ نهائی پیش بینی شده، یعنی 000, 520 کیلووات برق، رسید. برق تولید شده، علاوه بر برق رسانی به روستاها، شهرها، و صنایع خوزستان، با وصل شدن به شبکه سرتاسری کشور بخشی از نیازمندی های برق تهران را نیز تأمین می کرد. درسال 1342 تعداد مشترکین برق سازمان آب و برق خوزستان 784, 34 (بغیر از شرکت نفت) بود و میزان برق مصرفی درآن زمان به 610 ,744, 83 کیلووات می رسد. درسال 1343 تعداد مشترکین برق به 54465 فقره افزایش یافت و میزان مصرف برق به 860, 116 ، 142 کیلووات رسید.

 

پس از این که مسئولان صنعت نفت متوجه شدند که سازمان آب و برق خوزستان می تواند برق آنان را بصورت منظم و ارزان تر تهیه نماید، آنها نیز مشتری سازمان شدند و طولی نکشید که صنایع جدیدی مانند کارخانه های تولید نورد، لوله سازی، پتروشیمی و جز آن در خوزستان افتتاح شدند، و نیاز به برق به حدّی بالا رفت که اجبارا سدّ دیگری در روی رودخانه کارون برنامه ریزی و احداث شد و تولید برق از رود کارون به یک میلیون کیلووات رسید.

 

دراین جا لازم است اشاره شود که وقتی سدّ دز احداث شد و130هزار کیلووات برق تولید گردید، عده ای از مقامات سازمان برنامه و دولتی از تولید این میزان برق که همه آن در آن زمان قابل مصرف نبود اظهار نگرانی می کردند. ولی طولی نکشید که معلوم شد شرکت عمران و منابع در پیش بینی میزان تولید و مصرف برق اشتباه نکرده است.

 

 

طرح آب خیزداری

 

عمرمفید سدها ارتباط مستقیم با وضع زمین و فرسایش خاک دارد. فرسایش خاک نقش مهمی در پُر شدن سدّ دارد. گل و لائی که پشت سدّ رسوب می کند، باعث کوتاه شدن عمر سدّ می گردد. عمر مفید سددز قریب یک صد سال پیش بینی شده بود. منطقه آب خیز سد دز000, 18 کیلومترمربع بود. در برخی قسمت های این منطقه به علّت ریزش شدید کوه و از بین رفتن پوشش گیاهی زمین براثر چرای بی رویه دام و استفاده از گیاهان جهت سوخت، خاک سریعا فرسایش می یافت. شرکت عمران و منابع نیویورک طرح کلّی برای جلوگیری از فرسایش خاک های آب خیز سدّ تهیه کرد. بودجه طرح زود به تصویب رسید و یک کارشناس با تجربه امریکائی استخدام شد. این کارشناس از نواحی مختلف آب خیز بازدید و مسائل را مشخص کرد. در اینجا لازم است گفته شود که درآن زمان اقدامی درباره حفظ آب خیز سدهائی که در نقاط دیگر ایران احداث شده بود نگردیده بود و این اولین باری بود که درحین ساختمان سد مطالعات مقدماتی حفظ آب خیز نیز انجام گرفته بود. توجه به حفظ آب خیز درآن موقع موضوع تازه ای بود و به همین جهت در این رشته کارشناس ایرانی با تجربه بسیار کم بود، ولی خوشبختانه درسال 1335 جوان با تجربه ای که در رشته جنگل داری از دانشگاه سیراکیوز درجه فوق لیسانس گرفته بود و درکشاورزی عملی تجربه داشت، به نام مهندس احمد بهارستان، درطرح بررسی منابع استخدام شد. بهارستان پس از مدت کوتاهی با مطالعه طرح آب خیزداری و بازدید ازمحل اطلاع داد چنانچه وسائل و کادر لازم در اختیارش گذاشته شود می تواند نسبت به اجرای طرح آب خیزداری اقدام کند. این جوان فعال توانست درمدت کوتاهی جاده ای خاکی بطول 60 کیلومتر برای رسیدن به یکی از حوزه های فرعی آب خیزداری (که حوزه فرعی کشورنامیده می شود و در شمال شرقی خرم آباد است) بسازد و درآنجا کارگاه و بنائی برای اقامت احداث کند و سپس به عملیات اجرائی دیگری مانند ایجاد بندهای کوچک برای نگهداری خاک، جلب نظر دامداران برای رعایت ضوابط چرای دام، و سایر عملیات حفاظت خاک، بپردازد. بدین ترتیب اجرای عملی آبخیزداری شروع شد.

 

 

طرح آبیاری آزمایشی دز

 

یکی ازفوائد ساختمان سد روی رودخانه دز تهیه آب منظّم برای آبیاری 125 هزار هکتار اراضی زیر سدّ بود.

 

طبق قراردادی که با بانک جهانی برای اخذ 42 میلیون دلار وام منعقد شده بود، می بایستی قبل از احداث شبکه آبرسانی برای همه 125هزار هکتار درقسمتی از اراضی به مساحت 22 هزار هکتار، متشکل از 57 روستا و 000, 12 نفر جمعیت، شبکه آبرسانی احداث شود، و نیز با فراهم آوردن عوامل تولید، مانند بذر، نهال، کودشیمیائی، ماشین آلات، وام کشاورزی و غیره، ترتیبی داده شودکه کشاورزان طرح آبیاری آزمایشی 22هزار هکتاری بتوانند محصول خود را تا سه برابر افزایش دهند. برای رسیدن به این هدف تعدادی از جوانان فارغ التحصیل دانشکده های کشاورزی اهواز، تهران، و خارج از کشور استخدام شدند.

 

ایستگاه تحقیقاتی صفی آباد

 

برای احداث یک ایستگاه تحقیقات عملی کشاورزی زمینی به وسعت 200هکتار درمرکز طرح آبیاری آزمایشی دز درمحلی به نام کوتیان خریداری گردید و به پاس خدمات صفی اصفیا، مدیرعامل سازمان برنامه، صفی آباد نامیده شد. پس از تسطیح 200 هکتار زمین، همه گیاهانی که امکان پرورش آنها درخوزستان وجود داشت کشت گردید و روی هریک از آن ها آزمایش های گوناگون انجام گرفت. بهترین نوع گیاه برای آن منطقه انتخاب و ازدیادشد و دراختیار کشاورزان قرارگرفت. بدین ترتیب، علاوه برگیاهانی که کشت آن ها رواج داشت، گیاهان دیگری مانند شبدر برسیم، علف سودان، مارچوبه، سویا، کرفس، انواع خانواده کلم، بادام زمینی، انگور یاقوتی و انواع دیگر انگور، توت فرنگی، چغندر قند، میوه های هسته ای، انواع گل و درختان زینتی کشت گردید.

 

ماشین آلات کشاورزی از شرکت جان دیر که درمناقصه برنده شده بود خریداری شد. شرکت جان دیر موظف شد که درمحل به کارمندان طرح آموزش دهد و درشهر دزفول نمایندگی افتتاح کند و لوازم یدکی مورد نیاز کشاورزان را دراختیار داشته باشد و تعمیرات لازم را برای کشاورزان درصفی آباد، درمحلی که برای انجام این نوع تعمیرات تعیین شده بود، انجام دهد.

 

درصفی آباد علاوه برآزمایش و تحقیق روی گیاهان، تعدادی گاو و گوسفند و مرغ نیز نگهداری می شد و روی آنها آزمایش های مختلف انجام می گرفت و نتایج آزمایش ها توسط کارشناسان کشاورزی طرح دراختیار کشاورزان قرار می گرفت.

 

درطول سال چند بار از کشاورزان طرح دعوت می شد که از ایستگاه تحقیقاتی صفی آباد بازدید کنند و با روش های پیشرفته کشاورزی آشنا شوند.

 

در ایستگاه تحقیقاتی صفی آباد ساختمان هائی برای آزمایشگاه خاک و دفاترکار بناشد وبرای رفاه کارشناسانی که درهمان ایستگاه کار می کردند مسکن مجهز به وسائل زندگی تهیه گردید.

 

از آنجا که نحوه عمل بانک کشاورزی مناسب با برنامه های در دست انجام نبود، دفتری به نام واحد اعتبارات کشاورزی، با مسئولیت و اختیاراتی که بتواند پشتیبان برنامه های کشاورزی باشد و به سهولت اعتبارلازم را دراختیار کشاورزان قرار دهد، بوجود آمد. یکی از کارشناسان اقتصادی سازمان برنامه به نام نصرت گنجه ای بعنوان مسئول واحد اعتبارات کشاورزی تعیین شد که به اتفاق سرپرست واحد تولید و خدمات کشاورزی با کشاورزان طرح تماس بگیرد و پس از بررسی زمین و وضع کشاورز وام لازم را تصویب کند. برای اخذ وام به هرکشاورز یک دفترچه اعتباری داده شد که میزان وام درآن ذکر می شد وکشاورزان می توانستند با استفاده از این دفترچه کود، بذر، مواد شیمیائی برای دفع آفات ، و خدمات ماشین آلات کشاورزی دریافت دارند و پس از برداشت محصول وام خود را پرداخت کنند. وامی که به کشاورز داده می شد، بصورت کالا یا خرید خدمات بود و ازطرف کارشناسان طرح آبیاری آزمایشی دز نظارت می شد. این نوع نظارت برای اولین بار در ایران اجرا می شد. ضمنا نظارت بر وام ها از جهت دیگری نیز مهم بود، زیرا در بعضی نقاط ایران دیده شده بود که کشاورزان وام بانک کشاورزی را بجای این که به مصرف کشاورزی برسانند صرف هزینه های غیرکشاورزی می کنند.

 

ضمنا، براساس قراردادی میان سازمان آب و برق خوزستان و بانک کشاورزی، کشاورزان می توانستند برای اخذ وام های میان مدت و یا بلندمدت از اعتبارات بانک کشاورزی استفاده کنند، ومادام که بانک مذکور بودجه و تشکیلاتی برای بررسی وضع کشاورز و نظارت در مصرف وام نداشت، این کار توسط واحد اعتبارات کشاورزی طرح آبیاری آزمایشی دز انجام می گرفت.

 

 

ترویج

 

پس از گذشت سه سال طرح آبیاری آزمایشی دز توانست بطور متوسط میزان جو و گندم و باقلا و برنج را به بیش از دوبرابر افزایش دهد. محصول کنجد در هکتار چهار برابر شد و با ترویج و توسعه کشت شبدربرسیم و یونجه و علف سودان کشاورزان توانستند در زمینه ائی که برای علوفه کاری تخصیص داده بودند بیش از60 تن علف سبز برداشت نمایند.

 

مزارع برنج، پس از برداشت برنج معمولا تا فصل بعد بدون استفاده می ماند. کارشناسان علوفه، با تشویق کشاورزان به کشت شبدر برسیم، پس از برداشت برنج، توانستند میزان قابل توجهی علوفه تهیه کنند. به این ترتیب، از زمینی که به مدت 12 الی 18ماه بی استفاده میماند، از هر هکتار نزدیک 60 تن شبدر تازه برداشت می شد که به مصرف تغذیه دام می رسید. تولید شبدربرسیم هزینه بسیار کمی داشت و درآمد اضافی برای کشاورزان ایجاد کرد.

 

طرح آبیاری آزمایشی دز با پرورش زنبورعسل درمزارع شبدربرسیم مقدار زیادی عسل تولید کرد. چون در تابستان کندوها را به خرم آباد می بردیم که از گرما در امان باشند، تعدادی ازکشاورزان خرم آباد که عسل تولید می کردند تشویق شدند کندوهای عسل خود را توسعه دهند و از وجود گل شبدر برسیم در خوزستان برای تولید عسل استفاده کنند. زنبورها به نوبه خود به تلقیح بهتر گل های شبدر کمک کردند و در نتیجه طرح آبیاری آزمایشی دز توانست مقدار کافی بذر شبدربرسیم تهیه کند و از وارد کردن این بذر از خارج بی نیاز شود.

 

علاوه بر افزایش تولیدعلوفه، کشاورزان تشویق شدند از طریق تلقیح مصنوعی دراصلاح نژاد دام بکوشند. برای اولین بار، دام و ماکیان کشاورزان مرتباً برعلیه بیماری های گوناگون واکسینه می شدند.

 

راه سازی

 

88 کیلومتر راه اصلی و فرعی احداث شد که همه روستاهای داخل طرح را به یکدیگرمتصل می کرد. این جاده ها به شاهراه اصلی خرمشهر- تهران می پیوست. درنتیجه، برای اولین بار، کشاورزان این ناحیه برای فروش محصولات خود به بازارهای دیگری دست یافتند.

 

بهداشت

 

برای مبارزه با امراض بومی، پزشک طرح در روزهای معین از مردم روستاها بازدید و برای پیشگیری و مداوا اقدام به دادن دارو و آموزش برای بهداشت و تغذیه میکرد. نکته جالب این که پزشک طرح آلمانی بود و برای این که به وضع محل آشنا شود و افراد هرده را بشناسد و از بیماری های آنها مطلع گردد، تریلی ای در اختیار داشت که مانند یک کلینیک سیار بود. دکتر مذکور به اتفاق دستیارانش، یک پزشک ایرانی به نام دکتر مجید ستایش و یک پرستار زن از اهالی یکی از روستاها، درهر روستا چند روز اقامت می کردند و پس از رسیدگی به وضع بهداشتی یک یک اهالی و معاینه پزشکی، آن ها را واکسن می زدند و داروهای مورد نیاز را میان بیماران توزیع می کردند. به این ترتیب، در سال چندبار از58 دهکده طرح بازدید پزشکی به عمل می آمد و پس از چندی احصائیه کاملی از وضع بهداشتی هرده تهیه شد. این روش رسیدگی به وضع اهالی یک روستا در ایران برای اولین بار در طرح آبیاری آزمایشی دز عمل شد.

 

در روستاهای مشمول طرح عده زیادی از مردم به چند بیماری مشترک مبتلا بودند که یکی از این بیماری ها بوسیله انگل "بیل هارزیا" ایجاد و شایع می شد. این انگل از طریق حلزون، که درآب های راکد نشوونما می کرد، به بدن انسان وارد می شد و مثانه را مورد حمله قرار می داد و دوباره همراه ادرار به زمین برمی گشت و در حلزون حیات خودرا از نو آغاز می کرد. شدت اثر بیماری ناشی از انگل "بیل هارزیا" چنان بود که کشاورز را کاملا ناتوان می کرد.

 

خطر دیگر این انگل این بود که اگر از نمو آن پیش گیری نمی شد، ممکن بود در نواحی دیگر ایران نیز شیوع پیدا کند. زیرا گاهی تعدادی از نشاء گران برنج شمال ایران برای نشاء به خوزستان می آمدند و چنانچه این انگل را با خود به شمال ایران منتقل می کردند، بیماری ناشی از این انگل درشمال نیز اشاعه می یافت. خوشبختانه، براثر مبارزه شدیدی که ازسوی بخش بهداشت طرح، با همکاری مأموران وزارت بهداری، بعمل آمد، از شیوع این انگل جلوگیری شد.

 

بیماری دیگری که به شدت رواج داشت و سلامت اهالی روستاهای طرح آبیاری آزمایشی را تهدید می کرد، تراخم بود. براثر فعالیت های بهداشتی که با همکاری سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی انجام شد، تعداد زیادی از بیمارانی که تراخم آن ها قابل مداوا بود، معالجه شدند و از پیشرفت تراخم جلوگیری شد.

 

کمبود مواد پروتئین درکودکان باعث عدم رشد کامل و ضعف قوای ذهنی آنان شده بود. پس از اجرای برنامه ای برای تغذیه بهتر از طریق دادن پودر سویا جهت تامین پروتئین رشد قابل ملاحظه درکودکان ملاحظه شد. کشاورزان را تشویق کردیم در قسمت کوچکی از مزرعه خود انواع سبزی بخصوص نخود و لوبیا و باقلا و سویا برای تغذیه کودکان خود کشت نمایند.

 

 

آموزش

 

برنامه آموزشی طرح آبیاری آزمایشی دز را میتوان به دو بخش تقسیم کرد: آموزش مردم روستاهای منطقه، و آموزش کارکنان طرح.

 

درمورد اول، به منظور بالا بردن سطح دانش کودکان و بزرگسالان، طرح آبیاری آزمایشی با کمک وزارت آموزش و پرورش در هرمنطقه، بادرنظرگرفتن جمعیت و سایر ویژگی ها، تعدادی مدرسه شش کلاسه تاسیس کرده بود. پس ازتشکیل سپاه دانش، از سپاهیان نیز برای آموزش کشاورزان منطقه استفاده می شد.

 

همانطوری که قبلا گفته شد درطول سال از کشاورزان هر منطقه طرح دعوت بعمل می آمد که از ایستگاه صفی آباد بازدید کنند. درایستگاه مذکورکشاورزان با گیاهانی که کشت شده و بطور نشتی آبیاری می شدند، و نیز با انواع ماکیان ودام وغذا وطرز نگهداری آنها آشنا می شدند. بدین ترتیب کشاورزان نتیجه کشاورزی پیشرفته را به چشم خود می دیدند. نکته ای که برای کشاورزان بسیار جالب بود دیدن نسبت مستقیم و مثبت رشد گندم وجو با میزان کود شیمیائی بود.

 

برای کارکنان طرح، برنامه های گوناگون آموزشی، در داخل و خارج کشور، از آن جمله شرکت درسمینارها، دیدن دوره های فنی و مدیریت، و بازدید ازطرح های کشاورزی و دامداری ترتیب داده می شد. امّا مهمترین برنامه آموزشی کارکنان طرح، آموزش حین خدمت بود که توسط کارشناسان خارجی و مدیران ایرانی سازمان و نیز مدیران و کارشناسان دیگر سازمان های تخصصّی کشور انجام می گرفت.

 

اولین رئیس ایرانی طرح آبیاری دز که مهندس علی اصغر اژدری بود نقش مهمی در این برنامه آموزشی داشت. او با تجربه ای که درامر ماشین آلات کشاورزی و تدریس داشت توانست این برنامه را بنحو خوبی انجام دهد، یکی از ویژگی های او این بود که از کار کردن با دست ابا نمی کرد و در مواقع لازم شخصا ماشین آلات را تعمیر می کرد. من بارها او را با سر و صورت و لباس روغنی در کارگاه ماشین آلات مشغول می دیدم. این طرز کار مهندس اژدری سرمشق کارکنان دیگر طرح بود.

 

کارکنان فنی طرح درجلسات برنامه ریزی کشاورزی، که من نیز در اکثرآن هاحضور داشتم، شرکت می کردند و قبل از شروع کشت هر فصل برنامه جامعی برای کشت فصل درنظر گرفته می شد.

 

طرح آبیاری آزمایشی دز به هفت منطقه تقسیم شده بود که هریک سرپرستی داشت که وظیفه اش کمک به افزایش تولید کشاورزان از راه های گوناگون، به ویژه از طریق آموزش روش های نوین کشاورزی، بود. سرپرست هرمنطقه با همکاری کشاورزان نیازهای آنان را بررسی و برنامه کشت را مشخص می کرد. دراین برنامه عواملی مانند میزان کشت هرمنطقه، بذر، کودشیمیائی، مواد شیمیائی برای دفع آفات، میزان آب، ماشین آلات ضروری برای کشت و داشت و برداشت محصول، تعداد دام و ماکیان و بازار فروش محصول درنظر گرفته می شد. پس از تعیین برنامه کشت فصل، سرپرستان موظف بودند با همکاری رئیس واحد خدمات تولید کشاورزی و کشاورزان هرمنطقه در اجرای صحیح برنامه نظارت کنند. اولین رئیس ایرانی این واحد، مهندس هدایت طبیب، یکی از اولین کارکنان طرح بود. طبیب جوانی بود لایق و با پشت کار. او درسال1354 رئیس طرح آبیاری دز شد.

 

 

مشکلات کار

 

یکی از مسائل طرح آبیاری آزمایشی دز این بود که اکثر سازمان های دولتی خود را نسبت به طرح بیگانه می دانستند و به علل مختلف آن طوری که باید همکاری نمی کردند.

 

علت وجودی طرح آبیاری آزمایشی دز این بود که تمام امور عمرانی مانند جاده سازی، بهداشت، کانال سازی، آموزش ابتدائی و ایجاد مدرسه، احداث ایستگاه تحقیقاتی و سایر نیازمندی های تولیدکشاورزی در چارچوب یک برنامه جامع و وابسته بهم انجام گیرد. به همین جهت دولت بودجه و نیروی انسانی کافی در اختیار سازمان گذاشته بود. با این که این امور بطور موقت و نمونه انجام می گرفت، معهذا دستگاه های دولتی معترض بودند که سازمان در کارهای آن ها دخالت می کند. هرچه به آنها گفته می شد که این برنامه آزمایشی است و لازم است کلیه امور عمرانی برای همآهنگی تحت نظر یک سازمان انجام گیرد، و بودجه ای که برای طرح تنظیم شده به تصویب سازمان برنامه رسیده است نیز موید همین مطلب است، و بالاخره وقتی طرح کامل شد اداره هرقسمت آن به دستگاه های مربوط دولتی واگذار خواهدشد، سودی نداشت. اعتراض های بی پایه دستگاه های دولتی بجائی رسید که عدهای ازکارشناسان سازمان برنامه مامور شدند که از طرح آبیاری آزمایشی دز بازدید و نسبت به انجام کارهای عمرانی اظهار نظر کنند. بعد از این که کارشناسان امر به دزفول رفتند و از محل بازدید نموده و گزارش خود را ارائه دادند، جلسه ای دردفتر صفی اصفیا مدیرعامل سازمان برنامه با حضور کارشناسان امر و مسئولان مربوط سازمان برگزارشد. پس از مذاکرات مفصل، مدیرعامل سازمان برنامه تصویب کرد که سازمان آب و برق خوزستان کمافی السابق تا خاتمه کار طرح آبیاری دز رأسا به اداره امور مربوط بپردازد. باید گفته شود که با شکیبائی و ملایمت به تدریج نزدیکی بیشتری با کارکنان سایر دستگاههای دولتی ایجاد شد و همکاری آنان جلب گردید.

 

مشکل دیگر درشروع عملیات عمرانی مالکان اراضی بودند. بسیاری از آن ها فکر می کردند که طرحی که توسط سازمان آب و برق خوزستان انجام می شود از نفوذ آنان درمنطقه خواهد کاست. به همین جهت بعضی از مالکان ازطریق ارسال نامه به مقامات رسمی و حتی به بانک جهانی و خراب کردن ذهن کشاورزان سعی می کردند اجرای برنامه عمرانی را به تاخیر بیندازند. برای مثال گاهی جلوی کار پیمانکاران جاده سازی و یا کانالکشی را می گرفتند یا، همان طوری که گفته شد، به کشاورزان می گفتند از دادن کود شیمیائی اوره، به مزارع خودداری کنند، زیرا این کود ماده ای شیطانی است و مزارع آن ها را بی برکت می کند.

 

مسئله اساسی دیگر کارشناسان بانک جهانی بودندکه، با تمام هزینه ای که برای سد و کانال کشی شده بود، راضی نمی شدند که شبکه آبرسانی توسعه یابد و همه 125 هزار هکتار را دربرگیرد.

 

خوشبختانه پس ازمدتی مسئولان امر، وقتی مشاهده کردند درصورتی که برنامه توسعه نیابد از اراضی قابل کشت استفاده نخواهد شد و آب پشت سد بی مصرف خواهد ماند، تصمیم گرفتند با وجود اعتراض بانک جهانی شبکه آبرسانی را توسعه دهند.

 

 

طرح نیشکر هفت تپه

 

برنامه احیاء کشت نیشکر درخوزستان درحوالی سال 1309 در نزدیکی اهواز شروع شد، ولی چون اراضی ای که درآن نیشکر کشت شده بود قلیائی بود و شست و شو نشده بود، نتیجه مطلوب حاصل نگردید. درسال 1332 سازمان خواروبار جهانی(FAO) به این نتیجه رسید که اراضی خوزستان برای کشت نیشکر مناسب نیست و صرف هزینه برای کشت نیشکر دراین اراضی بیهوده است. مقارن همان ایام، شرکت ژاپنی ای پیشنهاد کرد که مزرعه نیشکر بصورت نمونه به وسعت 2500 هکتار و آسیابی برای خردکردن هزار تن نی در روز احداث کند و اگر طرح نمونه موفق شد، کشت نیشکر در 66 هزار هکتار گسترش داده شود و کارخانه ای با ظرفیت تهیه 200 هزار تن شکر درسال ساخته شود.

 

سازمان برنامه از شرکت عمران و منابع خواست که گزارش سال 1332 سازمان خوارو بار جهانی و گزارش شرکت ژاپنی را مطالعه کند و نظر بدهد. شرکت عمران و منابع در سال 1337 پس از مطالعه گزارش نامبرده و اظهار نظر دکتر کارلوس شاردون (Carlos Chardone)، که از کارشناسان مشهور نیشکر درجهان بود، اعلام کرد که کشت نیشکر در اراضی شمال خوزستان، نزدیک شوش، امکان پذیر است، و پس ازمدتی مطالعه روی زمین های مناسب برای تولید نیشکر زمینی به وسعت ده هزار هکتار درجنوب شرقی شوش، زیرطرح آبیاری دز بین رودخانه های کرخه و دز، انتخاب کرد. سازمان برنامه این اراضی را از مالکینش، نظام السلطنه مافی، شیخ خلف حیدری، و یک نفر از ایل سگوند، خرید. اجرای طرح نیشکر درخوزستان از طرف شرکت عمران ومنابع به شرکت رالف پارسونز (Ralph Parsons) لس انجلس با مشارکت شرکت بروئر(Brewer)، که مرکز آن درهاوائی بود و مزارع بزرگ نیشکر و کارخانه قند دراختیار داشت، واگذارگردید ودرسال 1340شرکت بروئرمستقیما مجری طرح شد. طرح اولیه نیشکر شامل کشت نیشکر در5هزارهکتار وساختن کارخانه جهت خردکردن000, 3 تن نیشکر درروز وتولید سی هزار تن شکرتصفیه شده درسال بود. برای تعیین گونه های مناسب نیشکر، بیش از یک صد گونه قلمه نیشکر ازکشورهای پاکستان، هندوستان، افریقای جنوبی و امریکا مورد آزمایش قرارگرفت وچندگونه مناسب انتخاب و ازدیاد شد. بدین ترتیب پس از 800 سال، درسال 1340 برای اولین بار،000 ,12 تن شکر مرغوب از نیشکرخوزستان بدست آمد. ولی، براثر پائین بودن محصول درهکتار، میزان پیش بینی اولیه که تولید 000, 15 تن شکر بود بدست نیامد. درسال 1343 سطح زیر کشت به بیش از 000 ,4 هکتار رسید، امّا با وجود افزایش شکرکارائی تولید به میزان پیش بینی شده نرسید. علل آن را می توان بشرح زیرخلاصه نمود.

 

-1 کارشناسان خارجی تجربه کافی برای کشت آبی درشرائط خوزستان نداشتند.

 

-2 شیوه شست وشوی زمین برای پائین آوردن میزان نمک خاک به گونه صحیح انجام نگرفته بود.

 

-3 درباره گونه های زود رس نیشکر مقاوم به سرما و دارای بازدهی بالا بررسی کامل انجام نگرفته بود.

 

درمدتی که شرکت های پارسونز و بروئر مجری طرح بودند، همان طور که قبلا گفته شد، سازمان می کوشید که تحصیل کرده های جوان ایرانی از دانشگاه های داخلی وخارجی به استخدام طرح نیشکر درآیند تا بدین طریق هم به تدریج کادری برای طرح تهیه شود و هم سازمان بتواند ایرانیان جوان را جایگزین کارشناسان خارجی کند. از آنجا که پیش بینی های شرکت بروئر درباره میزان برداشت نیشکردرهکتارچندبار اشتباه از آب درآمد، و ضمنا برنامه جدی برای تربیت کادر فنی ایرانی از طرف شرکت بروئر بعمل نیامده بود، سازمان به شرکت عمران و منابع اطلاع داد که به هیچ وجه از طرز کار شرکت بروئر راضی نیست.

 

ما،دراثرمطالعاتی که باهمکاری دکترکوبی شوجی(Kobe Shoji)، یکی ازکارشناسان بنام نیشکر که در استخدام شرکت بروئر بود، انجام داده بودیم می دانستیم که امکان افزایش تولید محصول درهر هکتار وجود دارد. امّا رئیس طرح نیشکر دست آوردهای رئیس قسمت پژوهش های طرح، یعنی کوبی شوجی (Kobe Shoji)، راکه کارمندش بود درنظر نمی گرفت. با توجه به مراتب فوق به شرکت عمران و منابع اطلاع داده شد که به قرارداد شرکت بروئر خاتمه داده شود.

 

شرکت عمران و منابع با خلع ید شرکت بروئر موافق نبود، لذا اقدامی جدّی برای پیدا نمودن شرکت دیگری که بتواند این کار را انجام دهد نکرد. به ناچار سازمان رأسا با تحقیق و اعلان در روزنامه های بین المللی با چند شرکت خارجی تماس گرفت و از یکی از آن ها دعوت کرد که برای بازدید از طرح نیشکر و ارائه پیشنهاد به ایران بیاید. بدین ترتیب شرکتی هلندی که تجربه زیادی در کشت نیشکر در افریقا داشت به ایران آمد. این شرکت پس از مدتی مطالعه پیشنهادی برای انجام کار به سازمان داد. سازمان نتیجه مطالعات شرکت هلندی را به شرکت عمران و منابع اطلاع داد که مراتب را به اطلاع شرکت بروئر که در انتظار نتیجه مذاکرات سازمان با شرکت هلندی بود برساند.

 

شرکت بروئر که به هیچ وجه نمی خواست قرارداد خود را از دست بدهد حاضر شد با سازمان در همه زمینه ها همکاری کند، و از سازمان درخواست کرد که مدتی به او وقت داده شود که پیشنهاد خود را ارائه کند. سازمان با این پیشنهاد موافقت کرد، چون، اگرچه پیشنهاد شرکت هلندی از نظر هزینه در حدود 30 درصد از شرکت بروئر کمتر بود، امّا نکاتی درآن مورد پسند سازمان نبود. از سوی دیگر، جابجا کردن کارمندان خارجی و فسخ قراردادشان مستلزم هزینه های اضافی بود که بیش از مبلغ صرفه جوئی هائی بود که در پیشنهاد هلندی ها منظور شده بود.

 

پس ازمدتی شرکت بروئر توسط شرکت تابعه اش (Hawaiian Agronomics International) پیشنهاد بسیار مناسبی برای ادامه برنامه طرح نیشکر هفت تپه داد و قبول نمود با هزینه کمتر از شرکت هلندی کار را انجام دهد. با درنظرگرفتن این که کارشناسان شرکت بروئر پس از چند سال کار درخوزستان تجربه زیادی در کشت و داشت و برداشت نیشکر پیدا کرده و به شرائط کار آشنا بودند، و از طرفی پیشنهادشان از نظر برنامه ریزی بهتر از پیشنهاد شرکت هلندی بود، پس از جرح و تعدیل و گنجانیدن ماده ای به این عنوان که اگر بهردلیلی، حتی بلیه آسمانی، میزان محصول شکردر سال 1343 از000, 18 تن کمترشود هیچ گونه وجهی بابت حق الزحمه که000, 200 دلار درسال بود پرداخت نخواهد شد، متن قرارداد را برای اطلاع نزد والتن سیمور، (Walton Seymour) که معاون صنعتی شرکت عمران و منابع نیویورک بود، فرستادیم. سیمور وقتی متوجه ماده فوق شد گفت اگر شرکت (Hawaiian Agronomics International) این قرارداد را امضاء کند، دیوانه است.(They are nuts) شرکت مذکور با ماده فوق و اصلاحیه هائی که سازمان بعمل آورده بود موافقت کرد و کار خود را شروع نموده و برنامه ای برای شستوشوی اراضی، نصب زه کش های تنبوشه ای در مزارع، و بکار بردن گونه های بهتر نیشکر تنظیم کرد. کارهای لازم براساس قرارداد و برنامه تنظیمی بنحو احسن انجام گرفت.

 

در اینجا لازم می دانم از زحماتی که همکارم آقای کورس رجالی در تهیه قرارداد و شرکت در مذاکرات با مقامات شرکت هاوائین اگرنومیکس کشید یاد کنم.

 

ابتدا پیش بینی می شد که در سال 1964/1343 بیست هزار تن (000, 20 تن) شکر تولید شود. متاسفانه در زمستان آن سال یخ بندان بی سابقه ای درخوزستان شد و قسمت زیادی از مزارع نیشکر یخ زدند و محصول آن سال000،15تن شکر تجاوز نکرد. درنتیجه، طرح متضرر شد و شرکت Hawaiian Agronomics نیز، با وجود این که تقصیری نداشت، براثر ماده ای که در قرارداد گنجانیده شده بود نتوانست200هزار دلار حق الزحمه خود را بگیرد. امّا عملیات کشت و داشت و برداشت نیشکرروز بروز بهتر شد. درسال 1965/1344 براثر مساعی کارکنان داخلی و خارجی و بالا رفتن کارآئی تولید، نیشکر کافی برای تهیه 000, 30 تن شکر درسال تولید شد. چون معلوم شد که می توان از همان سطح 000, 5 هکتار نیشکر لازم را برای تولید 000, 50 تن شکر درسال تهیه کرد، ظرفیت تولید کارخانه شکر را افزایش دادیم. پس از مدت کوتاهی طرح نیشکر به ده هزار هکتار توسعه داده شد و ظرفیت کارخانه به 000, 100 تن شکر درسال افزایش یافت. دراین جا لازم است گفته شود که بازده مزارع نیشکر درسال بطور متوسط به 130 تن در هکتار رسید و این بزرگترین بازده تولید نیشکر آبی در یک دوران رشد 11ماهه در دنیا بود.

 

وقتی شرکت پارسونز، عهده دار اجرای طرح بود، تعداد کارمندان ایرانی طرح که تحصیلات دانشگاهی داشتند از سه نفر تجاوز نمی کرد. این سه نفر هم نقش مهمی در اداره امور نداشتند. کارشناسان خارجی مسئول کلیه مشاغل عمده بودند. درآن موقع حتی راننده تراکتور خارجی بود. با این که شرکت عمران و منابع از شرکت پارسونز خواسته بود که کارشناسان ایرانی را تربیت کند، شرکت دراین مورد به بهانه این که درحال سازندگی است به درخواست شرکت عمران و منابع چندان وقعی نگذاشته بود. درموقع تجدید قرارداد با شرکت Hawaiian Agronomics، که از شرکت های تابعه شرکت بروئر بود، موادی گنجانیده شد که شرکت مذکور را موظف می کرد که کارمندان ایرانی را برای عهده دار شدن امور مختلف طرح تربیت کند. بدین ترتیب از همان ابتدای اجرای قرارداد تعدادی ازتحصیل کرده های ایرانی دررشته های کشاورزی، مهندسی مکانیک، برق، حسابداری و امور اداری، که به زبان انگلیسی نیزمسلط بودند، به طرح نیشکر هفت تپه معرفیشدند. ازجیمز بی تی (James Beaty) ، رئیس طرح نیشکر و نماینده شرکت Hawaiian Agronomics، خواسته شد که ترتیبی دهد که برای هر کاری که یک کارشناس خارجی عهده دار است، یک ایرانی به عنوان معاون درحال آموزش به کار گمارده شود. ضمنا کارکنان طرح را برای تربیت در رشته های مختلف به هاوائی و دیگر نقاط آمریکا و استرالیا اعزام داشتیم و همچنین از مدیران با تجربه خارجی و داخلی دعوت کردیم که برای کارکنان طرح کلاس های فشرده مدیریت تنظیم کنند. بدین ترتیب تا سال 1965/1344 ایرانیان در رشته های کشت و داشت و برداشت نیشکر، تولید و تصفیه شکر، تعمیر ماشین آلات، رانندگی تراکتور و ماشین های سنگین تربیت گردیدند، و اداره طرح نیشکربدست ایرانیان افتاد.

 

باید گفته شود موفقیتی که برای اداره طرح نیشکر توسط کارشناسان ایرانی نصیب سازمان شد براثر کوشش و پشتکار کلیه کارکنان ایرانی طرح بود که می کوشیدند به جزئیات کار آشنا شوند تاخودشان بتوانند روزی رأساً کار را بدست گیرند. دراین زمینه باید بطور اخص از نادر حکیمی و علی اصغر شرکت نام برد. این دو در ایجاد کار گروهی سهم بسزائی داشتند و توانستند از بدو خدمت در طرح نیشکر به مراحل مختلف صنعت قند سازی و کشت و داشت و برداشت نیشکر آشنا شوند و از جزئیات امور اجرائی طرح سازمان را آگاه سازند. مهندس نادر حکیمی از طرف سازمان بعنوان معاون کارخانه قندسازی درحال کارآموزی و مهندس شرکت بعنوان معاون قسمت مزارع نیشکر در حال کارآموزی به طرح نیشکر معرفی شدند و توانستند درمدت بسیار کوتاهی با لیاقتی که داشتند ازطرف مجریان خارجی طرح به مراحل مختلف مدیریت ترقی داده شوند و سر انجام از طرف سازمان به ترتیب به عنوان رئیس و معاون طرح نیشکر تعیین شوند.

 

دراین جا همچنین لازم است از وین ریچاردسن جونیور Wayne Richardson, Jr. رئیس شرکت هاوائین اگرونومیکس، که با نهایت صداقت در پیشبرد هدف سازمان همکاری نمود، یاد کرد.

 

 

فرآورده های فرعی طرح نیشکر

 

مُلاس (Molasses)،یا شیره قند، و با گاس (bagasse) ، یا تفاله نیشکر، از فرآورده های فرعی کشت نیشکر هستند. ملاس شیره ای است که پس از گرفتن قند نیشکر یاقی می ماند. دراین شیره هنوز میزان زیادی قند موجود است که استخراج آن اقتصادی نیست.

 

اما ملاس موارد استفاده دیگر دارد. در درست کردن رام (Rum)به کار میرود. از آنجا که ویژگی های غذائی قابل ملاحظه ای دارد، آن را با غذاهای دیگر انسانی و دامی مخلوط می کنند. ملاس همچنین برای معطر کردن تنباکو و نیز صنایع آرایشی مورد استفاده قرار می گیرد.

 

درطرح نیشکر هفت تپه کارشناسان خارجی دائما درنگهداری و انبار کردن مُلاس مشکل داشتند و ترتیبی برای فروش آن نداده بودند. بجای فروش ملاس آن را در روی جاده های خاکی می پاشیدند که از گردو خاک جلوگیری شود. البته تا وقتی که ملاس بفروش نرفته بود، این عمل مفیدی بود، و از این که آن را در رودخانه بریزند و آب رودخانه را آلوده کنند، بهتر بود، ولی از نظر اقتصادی کار صحیحی نبود. پس از مدتی یک کارخانه ودکاسازی در خرمشهر مقداری از ملاس را به عنوان نمونه به خرمشهر برد و مورد آزمایش قرار داد و سپس پیشنهادی برای خرید چند تن از آن به قیمت هرتن 6 دلار تحویل خرمشهر به سازمان ارائه داد که این مبلغی ناچیز بود. درنتیجه، درخلال این امر، سازمان ملاس را به مزایده بین المللی و داخلی گذاشت. برنده مزایده برای هرتن ملاس تحویل کشتی در بندر شاپور 28 دلار قیمت داده بود، که، پس از هزینه های تحویل، مقدار قابل ملاحظه ای برای سازمان استفاده داشت. بدین ترتیب هرسال بجای ریختن ملاس روی جاده های هفت تپه، ملاس به بازارهای بین المللی عرضه می شد.

 

باگاس

 

پس از خرد کردن نیشکر و گرفتن عصاره آن، تفاله ای باقی می ماند که باگاس نامیده می شود. از الیاف باگاس برای ساختن کاغذ استفاده می شود. از خود باگاس می توان با مخلوط کردن آن با ملاس و مواد شیمیائی غذای دام تولید نمود.

 

برای تولید کاغذ از باگاس بانک توسعه صنعتی و معدنی ایران مطالعات زیادی انجام داده بود و کمک نموده بود شرکتی برای تولید کاغذ به نام شرکت سهامی کاغذ پارس تشکیل گردد. پس از مذاکرات درباره تعیین قیمت باگاس قراردادی با شرکت سهامی کاغذ پارس منعقد گردید. قیمت باگاس براساس قیمت سوخت تعیین شد، چون تا قبل از احداث صنعت کاغذ سازی از باگاس به عنوان سوخت کارخانه استفاده می شد. بدین ترتیب در جوار طرح نیشکر طرح صنعتی دیگری برای تولید کاغذ بنام شرکت کاغذ پارس احداث شد که سالانه 30 هزار تن کاغذ سفید تولید می کرد.

 

 

مسائل طرح

 

-1 بالا بودن نمک خاک - متوسط pH خاک در هفت تپه درحدود 8 بود که برای رشد نیشکر مناسب نیست و مقداری از مواد غذائی خاک در این pH نایاب میشود. به همین جهت میزان محصول کاهش مییابد. برای رفع این مشکل طرح نیشکر ناچار بود چند روزی با آب زیاد زمین را شست و شو دهد و برای مزارع زه کش تنبوشه ای زیر خاک نصب نماید که املاح زمین بدین طریق کشیده شود.

 

-2 برداشت نیشکر-در هفت تپه به تصور این که برداشت نیشکر با ماشین دروکن میسر است دو دروکن عظیم از طرف شرکت بروئر خریداری گردیده بود. ولی پس از مدتی معلوم شد چون نیشکر درشیار کاشته می شود وجود پشته باعث می شود ماشین دروکن نیشکر درحدود 20سانتی متر از ساقه را در زمین باقی بگذارد. درحالی که میزان زیادی شکر نیشکر در همین 20 سانتی متر است. پس از ملاحظه این مشکل قرار شد برای درو از کارگر استفاده شود. شیخ خلف حیدری، که قسمتی از اراضی طرح نیشکر از او خریداری شده بود و روی کارگران کشاورزی محل نفوذ داشت، پیشنهاد داد که کارگران دروکن را او در اختیار طرح خواهد گذاشت. بدین ترتیب باوی قراردادی منعقد شد. در اینجا لازم است یاد شود که درآن زمان هنوز قانون اصلاحات ارضی به مرحله اجرا در نیامده بود و کارگرانی که در جوار طرح موجود بودند اکثرا در زمین های شیخ خلف کار می کردند و بهمین جهت شیخ خلف به شرکت بروئر پیشنهاد تهیه کارگر را داده بود.

 

درابتدا چون کارگران از درو نیشکر اطلاعی نداشتند بصورت ابتدائی نیشکر را درومی کردند و حداکثر بازده یک کارگر یک تن نیشکر در روز بود که از حد نصاب درو بین المللی پائین تر بود. مضافا، از آنجا که دوران رشد نیشکردرخوزستان 11 ماه بود و درنتیجه می بایستی نیشکر را در مدت محدودی درو کرد تا براثر گرمای هوا شیره نیشکر ترش نشود، بازدهی کارگران طرح به هیچ وجه با محدودیت زمان برداشت سازگاری نداشت. به ناچار، برای آموزش کارگران به طرز صحیح درو کردن نیشکر، یک کشاورز نیشکر استرالیائی راکه خود یک مزرعه کوچک نیشکر داشت برای مدت دوماه استخدام کردیم. این کشاورز استرالیائی قدی داشت در حدود دومتر با اندامی ورزیده. او روزی سه بار گوشت با سیب زمینی و سبزی های مختلف می خورد و میزان کالری که در یک روز مصرف می کرد شاید معادل کالری بود که یک کارگر دروکن نیشکر خوزستانی در مدت یک هفته مصرف می کرد. او به تنهائی در روز 25 الی 30 تن نیشکر درو می کرد و این کار را بقدری آهسته و منظم انجام می داد که تماشائی بود. اولین کاری که او کرد داس نیشکربری را تغییر داد. داس جدید سبک تر و کوچکتر از داس قبلی بود و بُریدن نیشکر با آن آسانتر بود. کارگران دروکن نیشکر، پس از مدت کوتاهی که طرز درو کردن صحیح نیشکر را آموختند، بطور متوسط 5 تن نیشکر در روز درو می کردند و بعضی از آنان که مهارت بیشتری پیدا کرده بودند تا روزی 12 تن نیشکر درو می کردند. بدین ترتیب قسمتی از مشکل درو برطرف شد. مشکل دیگری که پیدا شد این بود که باوجود این که درموقع عقد قرارداد با شیخ خلف جهت تهیه کارگر دروکن نیشکر به او گفته شده بود که باید مزد کارگران را منظماً پرداخت کند، معهذا کارگران شکایت میکردند که شیخ خلف مزد ما را پرداخت نمی کند. وقتی درباره این مشکل با شیخ خلف صحبت شد او به کارگران گفت داس های خود را تحویل بدهید و مزد خود را دریافت دارید. درموقع تحویل داس ها عده ای که ازطرف شیخ خلف مأمور تحویل گرفتن بودند پس از این که داس ها را از کارگران دروکن تحویل گرفتند با داس به کارگران حمله و تعداد زیادی از آن ها را زخمی کردند. پس از این واقعه ماموران ژاندارمری تعدادی از فرزندان شیخ خلف را که دراین کار دست داشتند و کسان دیگری را که کارگران را زخمی کرده بودند بازداشت کردند و قرارداد با شیخ خلف لغو گردید. از آن پس کارگران دروکن بطور موقت و روزمزد در زمان درو نیشکر به استخدام مستقیم طرح درآمدند.

 

-3گراز و خسارت به مزارع نیشکر- یکی دیگر از مشکلات طرح ضرری بود که گراز به طرح نیشکر میزد. مزارع نیشکر محصور نبودند و در نتیجه گراز به آسانی وارد مزرعه می گردید و از نیشکر تغذیه می کرد. بدین ترتیب خسارت زیادی متوجه طرح می شد. برای رفع این مشکل با کارگران و کارکنان طرح قرار گذاشته شد که هرکسی گرازی شکار کند و دم آن را تحویل دهد بابت هر دم مبلغی به او پرداخت خواهد شد. با این روش اگرچه کارگران تعداد زیادی گراز را کشتند ولی چاره اساسی نشد. (نکته جالب این که مزارع نیشکر آماده برداشت آتش زده می شدند تا برگ نی سوزانیده شود و برای درو آماده گردد. با آتش گرفتن مزرعه گرازها فرار می کردندوبعضی از کارگران دم گراز درحال فرار را با داس درو می بریدند و پاداش را می گرفتند بی آن که گرازی کُشته شده باشد.) به ناچار پس از مدتی مطالعه اطراف طرح با سیم خاردار محصور گردید و میزان قابل توجهی از ضرر کاسته شد.

 

-4 سرمازدگی - حرارت منهای یک درجه سانتیگراد ظرف 24 ساعت به نیشکر صدمه می زند و علاپم آن بخوبی مشخص می گردد و وقتی درجه برودت به منهای 2 الی منهای چهاردرجه سانتیگراد می رسد جوانه های نیشکر صدمه خواهند خورد و بازدهی نیشکر پائین خواهد آمد. درسال 1343 براثر یخ بندان شدید و بی سابقه درجه برودت درمزارع نیشکر به مدت طولانی به منهای هفت و نیم درجه سانتیگراد رسید و باعث از بین رفتن تقریباً پنج هزار تن شکر شد. خوشبختانه با بررسی های متمادی که طی چند سال انجام گرفت کارشناسان تحقیقاتی طرح توانستند گونه هائی که به سرما مقاومت بیشتری دارند انتخاب کنند و روش هائی در کشت و داشت و برداشت اتخاذ کنند که از خطر سرمازدگی تا اندازه زیادی کاسته گردد.

 

پایان کار

 

عبدالرضا انصاری سازمان آب و برق خوزستان متدرجا بر پایه محکمی استوار شد و جای شایسته خود را در بین تشکیلات دولتی پیدا کرد. درسال 1345 سازمان با داشتن افرادی لایق و کاردان در سطح استان از موقعیت ممتازی برخوردار بود و درسطح کشوردر ردیف یکی از کار آمد ترین سازمان های دولتی بشمارمی آمد، به طوری که تشکیلات اداری و رویه های مدیریت و دستور العمل های سازمان الگوئی برای موسساتی که ماموریت های مشابهی داشتند شده بود. سد دز ساخته شده بود و افراد ایرانی آنرا اداره می کردند. مطالعات فنی ایجاد سد کارون در شمال شوشتر ومارون در شمال بهبهان شروع شده بود و فارغ از مشکلاتی که در سال های اولیه برای سد دز وجود داشت، هریک از این دوطرح مسیر طبیعی خود را طی می کرد. شبکه برق شهرهای خوزستان و برق کارخانجات روز بروز درحال توسعه بود و تماماً توسط کارشناسان ایرانی طرح ریزی و اجرا می شد و در هیچ نقطه کسی از سرویس برق شکایت نداشت. طرح شبکه کامل آبیاری سد دز آماده شده و بتدریج طبق برنامه پیش می رفت و نهرهای آبیاری هرروز در حال توسعه بود و زمین های جدیدی را در بر می گرفت. گزارش های مامورین سازمان در طرح آبیاری بجای شرح درگیری با مخالفین و مزاحمین بیشتر درباره کشت محصولات جدید و بارآوری بیشتر محصولات سنتی بود. بخاطردارم مهندس علی اصغر اژدری مسئول طرح آبیاری دز با چه افتخار و خوشحالی گزارش می داد که بازده بعضی ازمزارع کشت گندم به حدودچهار تن در هکتار رسیده و نهال های انگور یاقوتی که برای اولین بار در ناحیه دزفول کاشته شده پس از مدت کوتاهی نوبر داده است و در موقع گزارش دادن حالت این را داشت که یک میلیون دلار به او جائزه داده باشند. همین مهندس اژدری، که تحصیلات عالی خود را در انگلستان تمام کرده و متخصص ماشین آلات کشاورزی بود، وقتی سابقا کفالت دانشکده کشاورزی در ملاثانی خوزستان را بعهده داشت همیشه ازکاغذ بازی وکندی کارشکوه می کرد و نمی دانست سرنوشت جوانانی که تربیت می کند چه خواهد بود. ولی حال اظهار اطمینان می کرد که تحصیل کرده های کشاورزی، متناسب با کوشش و استعدادشان، آینده درخشانی در کشاورزی خوزستان خواهند داشت.

 

مزارع سر سبز نیشکر در بیش از پنج هزار هکتار گسترش پیدا کرده و بازده آن در حدود بازده بهترین مزارع نیشکر دنیا بود. دراین مزارع، که حالت زراعت محلی به خود گرفته بود، از هر متر مربع زمین یک کیلو شکر در سال برداشت می شد و همه جا صحبت از گسترش روز افزون این نوع زراعت بود. رئیس طرح نیشکر، مهندس نادر حکیمی، که همکاران شایسته ای بدور خود جمع کرده بود و تعداد کارشناسان خارجی در هفت تپه را از 65 نفر به شش نفر تقلیل داده بود، می گفت چون کار احیای کشت نیشکر انجام شده و طرح اولیه به هدف های خود رسیده است، می خواهد به کارهای دیگری دست زند و خدمات دیگری به کشور ارائه دهد. وی می گفت با رفتن او و جانشین شدن مهندس علی اصغر شرکت آب از آب تکان نخواهد خورد و لطمه ای به پیشرفت طرح وارد نخواهد شد.

 

گوردون کلاپ چند سال پیش فوت کرده و لیلیانتال نیز به علت سالخوردگی فعالیت خود را در شرکت عمران و منابع تقلیل داده و مشغول نوشتن خاطرات خود بود. آقای ابتهاج خدمت دولت را کنار گذاشته و در بخش خصوصی بانک ایرانیان را تاسیس کرده و اداره می کرد.

 

شهمیرزادی و دکتر احمدی هریک کارآزموده شده و حل مشکلات سازمان و پیش بردن طرح ها برای آنها امری عادی بود، بطوری که دیگر قسمت اعظم اوقات من صرف امور استانداری می شد و از بابت سازمان نگرانی نداشتم. ولی مبارزات شش ساله برای پا گرفتن سازمان آب و برق خوزستان و در گیری های آزار دهنده با عواملی که دائماً در صدد پرونده سازی و ایجاد مزاحمت بودند، یک حالت خستگی روحی درمن ایجاد کرده بود که درعین سربلندی ازموفقیت و دست آوردهای شش سال گذشته حس می کردم به یک مرخصی چند ماهه و یا یک تغییر فعالیت احتیاج دارم. درچنین شرایط بود که در اواسط تیرماه 1345 در یک روز بسیار گرم آقای هویدا نخست وزیر تلفن کردند و گفتند لازم است برای کاری به تهران بروم.

 

بعد از ظهر روز بعد وقتی به دفترشان وارد شدم با خوشروئی و آغوش باز از من استقبال کردند و گفتند از طرف شاهنشاه به وزارت کشور منصوب شده ام. اولین روزی که به وزارت کشور رفتم آقای قوام نظامی رئیس دفتر گفت آقای مهندس روحانی از نیم ساعت قبل برای تبریک تشریف آورده اند و به همین جهت در اطاق شما از ایشان پذیرائی کرده ایم. از این محبت و حرکت مهندس روحانی بی نهایت تحت تاثیر قرار گرفتم و کدورتی که در دل داشتم از بین رفت و روابط دوستی ما بحال اول برگشت.

 

از دوست دیرین خود حسن شهمیرزادی تقاضا کردم که همچنان به همکاری خود با من ادامه داده و به سمت معاون وزارت کشور بامن به تهران بیاید. او قبول کرد و همکاری ما سال ها در وزارت کشور و سپس در صحنه های دیگر فعالیت های اداری و اجتماعی ادامه یافت.

 

از سوی دیگر، مدیرعامل جدید سازمان، ایرج وحیدی، که قبلا معاون مهندس روحانی در وزارت آب و برق بود، از احمدعلی احمدی دعوت کرد که در سمت قائم مقام مدیرعامل با او همکاری کند. زمانی که احمدی این پیشنهاد را قبول کرد دانستم که سازمان آب و برق خوزستان همچنان با کارآمدی و تحرک به پیشرفت خود ادامه خواهد داد.

 

فهرست گروهی از کارکنان سازمان آب و برق خوزستان ازآغاز تاسیس تا سال 1345 که دارای تحصیلات دانشگاهی بودند

 

 نام  و نام فامیلی  و محل خدمت

 

1- اهیم اف – داریوش سد دز

 

2- ابراهیمی- ایرج دفترتهران

 

3- اجاقیان.- کاریک طرح آبیاری دز

 

4- احمدی – احمد علی مدیریت

 

5- احمدی – محسن طرح آبیاری در

 

6-اخلاقی- عطاءالله امور اداری

 

7-اخوت- یعقوب طرح آبیاری دز

 

8-اخویان تهرانی مصطفی طرح آبیاری دز

 

9- ادریسی – سید محمدحسین طرح نیشکر

 

10-ارباب – ابراهیم طرح نیشکر

 

11-آرچین – داریوش طرح نیشکر

 

12-اردوخانی - طرح نیشکر

 

13-آروند - احمد امور اداری

 

14-اژدری - علی اصغر طرح آبیاری دز

 

15-اسلام ختک – محمد طرح نیشکر

 

16-اسلامی – عبدالکریم- قسمت برق

 

17- افخمی – عبدالعلی اموراداری

 

18-افشار – غلامعلی طرح آبیاری دز

 

19- اقبال- منصور طرح نیشکر

 

20- الکسان6ریان – هامازاسب طرح نیشکر

 

21- الهیاری- حسین اموراداری

 

22- گل یاسین – احمد طرح آبیاری دز

 

23- امانت – اردشیر طرح آبیاری دز

 

24- امام – هوشنگ طرح آبیاری دز

 

25- امامی – منصور اموراداری

 

26-امیر سلیمانی – ارژنگ طرح آبیاری دز

 

27-انصاری – عبدالرضا مدیرعامل

 

28-انور نائین چی – هوشنگ طرح نیشکر

 

29-آیتی – مهدی طرح نیشکر

 

30- ایرانظور- خسرو قسمت برق

 

31- بابومیان-هاراتون قسمت برق

 

32-بخشی دزفولی – اسماعیل اموراداری

 

33-بذر افکن – حسین طرح نیشکر

 

34-برومند-امیرسعید اموراداری

 

35-بزگمهری- حسن طرح آبیاری دز

 

36-بقائی - مهدی طرح نیشکر

 

37-بنی عباسی - نظام الدین طرح آبیاری دز

 

38-بهارستان – احمد طرح بررسی منابع

 

39-بهبهانی – سیمین اموراداری

 

40-بهبهاتی زاده - علی اصغر طرح آبیاری دز

 

41-بهنام – عبدالواحد اموراداری

 

42-پارسائی – احمد طرح آبیاری دز

 

43-پرکاررضائیه – محمدحسین قسمت برق

 

44-پرویزی – یدالله قسمت برق

 

45-پیرمرادی – فریدون طرح آبیاری دز

 

46-پیروز – جمشید قسمت برق

 

47-تابناک – حسین اموراداری

 

48-ترابی تهرانی - امیر هوشنگ طرح آبیاری دز

 

49-ترابی مرعشی – پرویز طرح نبشکر

 

50-تقی زاده – چنگیز اموراداری

 

51-جمالی – سیروس اموراداری

 

52-جلیلی - جلال الدین اموراداری

 

53-جوانمردی – بهمن پزشک

 

54-جهانبانی – مهدی طرح نیشکر

 

55-چاوله – فائق قسمت برق

 

56-چینی – یوسف اموراداری

 

57-حاج رسولیها- طرح نیشکر

 

58-حجت - نجم الدین طرح آبیاری دز

 

59-حسن ولی – کریم قسمت برق

 

60-حق جو – درخشنده پرستار

 

61-حقیقت – قاسم قسمت برق

 

62-حکیم زاده – جعفر قسمت برق

 

63-حکیمی – نادر طرح نیشکر

 

64-حمید پور – حمید طرح آبیاری دز

 

65-خاقانی – بهمن طرح آبیاری دز

 

66-خبیری - نصرت الله دفترتهران

 

67-خرم – ایرج قسمت برق

 

68-خزائلی – هوشنگ قسمت برق

 

69-خزاعی – انوشیروان طرح شاوور

 

70-خطیبی - مهدی طرح آبیاری دز

 

71-خوروش دیلمانی – وهرز طرح آبیاری دز

 

72-داعی – احمد اموراداری

 

73-داعی – مهدی قسمت برق

 

74-دانش دزفولی – عبدالرحمن طرح نیشکر

 

75-دریا بیگی – هوشنگ طرح آبیاری دز

 

76-داود پور – رحیم طرح نیشکر

 

77-درودی – سیروس طرح نیشکر

 

78-دزفولیان – حسین اموراداری

 

79-دهدشت – شفیع اموراداری

 

80-راد – یوسف طرح آبیاری دز

 

81-رحمانی - یوسف طرح نیشکر

 

82-رزاق منش - انوشیروان اموراداری

 

83-رودی - نادره طرح نیشکر

 

84-روز بخش – هادی طرح آبیاری دز

 

85-رضوان – مهدی طرح نیشکر

 

86-زاهدانی – عباس اموراداری

 

87-زاهدی – فریدون قسمت برق

 

88-زکیخانی – پرویز قسمت برق

 

89-زمردیان – اصغر ÷ اموراداری

 

90-زند - عباس طرح آبیاری دز

 

91-زندی – بهمن طرح نیشکر

 

92-زندیه – عبدالله اموراداری

 

93-زیبائی – هوشنگ طرح آبیاری دز

 

94-ساغری خداپرست - محمد تقی امور اداری

 

95-سامی – نادر اموراداری

 

96-سپاهی – فروردین قسمت برق

 

97-ستایش – عبدالمجید پزشک

 

98-ستایش – منوچهر طرح نیشکر

 

99-سرمد – مرتضی دفنرتهران

 

100-سلمانی زاده - شاهرخ پزشک

 

101-سعادت – حسین طرح آبیاری دز

 

102-سلحشور - نعمت الله طرح نیشکر

 

103-سلطانی - سلطان محمد دفترتهران

 

104-سهی – مهرانگیز اموراداری

 

105- شارونی زاده – بهمن طرح نیشکر

 

106-شرکت - علی اصغر طرح نیشکر

 

107-شفا زند - جالینوس اموراداری

 

108-شریفی – منوچهر طرح نیشکر

 

109-شفیعی – غلامرضا طرح نیشکر

 

110-شفیعی – یوسف طرح نیشکر

 

111-شکرائی – مسعود طرح نیشکر

 

112-شورائی – کاوه طرح آبیاری دز

 

113-شهدادی – محمد طرح نیشکر

 

114-شهمیرزادی - حسن مدیریت

 

115-شهمیرزادی - حسین طرح آبیاری دز

 

116-شیخ - محمدحسین اموراداری

 

117-شیشه گر – مجید طرح آبیاری دز

 

118-صبوری – منوچهر قسمت برق

 

119-صمدانی - فریدون طرح آبیاری دز

 

120-صمدانی – منوچهر قسمت برق

 

121-صمصام – ایرج طرح نیشکر

 

122-صمیمی - سیف الله طرح نیشکر

 

123-صمیمی - فرامرز طرح آبیاری دز

 

124-طایفه امام ورودی - حسن دفتر تهران

 

125-طبیب – هدایت طرح آبیاری دز

 

126-ظهیرالاسلام – سلطانعلی طرح نیشکر

 

127-عابدینی – پرویز اموراداری

 

128-عالم زاده – احمد طرح آبیاری دز

 

129-عرب نژاد – امیر قسمت برق

 

130-عسگری – خسرو قسمت برق

 

131-عسگری – منصور قسمت برق

 

132-عظیما – فریدون اموراداری

 

133-علوی – رضا طرح آبیاری دز

 

134-علوی شوشتری – احمد اموراداری

 

135-علیزاده – جمشید طرح نیشکر

 

136-علیزاده - مهدی دفتر تهران

 

137-علیشاهی - طرح آبیاری دز

 

138-فاضل زاده – ضیاء طرح آبیاری دز

 

139-فاطمی فر – مهدی طرح آبیاری دز

 

140-فتحی پور – علی اموراداری

 

141-فرخار – مهشید اموراداری

 

142-فردوس – منصور طرح آبیاری دز

 

143-فرزانه – مهدی قسمت برق

 

144-فروتن – ایرج طرح نیشکر

 

145-فلاح - مسیح الله طرح نیشکر

 

146-فیروز آبادی - حسن قسمت برق

 

147-فیروزیان – اسدالله طرح بررسی منابع

 

148-قائمی – احمد اموراداری

 

149-قره باغی - کریم قسمت برق

 

150-قریب – ایرج قسمت برق

 

151-قزوینی شریف زاده - مهدی طرح نیشکر

 

152-کاوسی – جهانگیر اموراداری

 

153-کاوه - ایرج قسمت برق

 

154-کبریائی - تقی قسمت برق

 

155-کبیری – خسرو طرح آبیاری دز

 

156-کریمی – عبدالامیر طرح نیشکر

 

157-کلانتر - سید جمال الدین طرح آبیاری دز

 

158-کمپانی - احمدعلی طرح بررسی منابع

 

159-کوپائی - محمد تقی طرح شاوور

 

160-کوچک – منوچهر اموراداری

 

161-کیا – خسرو قسمت برق

 

162-کیالاشکی - محمد رضا قسمت برق

 

163-کیومرثی - محمدعلی طرح آبیاری دز

 

164-گرگین - طرح نیشکر

 

165-گریگوریان فرد – گرگور اموراداری

 

166-گنجه ای - نصرت الله طرح آبیاری دز

 

167-لاطفی – عبدالله طرح آبیاری دز

 

168-لئون آمان - رستم قسمت برق

 

169-لسانی – احمد طرح نیشکر

 

170-مجلسی - اموراداری

 

171-مجیدی - محمد هادی اموراداری

 

172-محتشم نوری - حسین طرح آبیاری دز

 

173-مرتضوی - سید محمد طرح آبیاری دز

 

174-مرشد زاده - ایرج طرح نیشکر

 

175-مرعشی – ایرج طرح آبیاری دز

 

176-مرعشی - محمد کاظم اموراداری

 

177-مروتی - عبدالحسین اموراداری

 

178-مبشری - فریدون طرح آبیاری دز

 

179- مبین - مهدی طرح آبیاری دز

 

180- متحده – هوشنگ طرح آبیاری دز

 

181-محتشم معالی - غلامعلی قسمت برق

 

182-مزینی - مصطفی دفتر تهران

 

183-مدنی قهفرقی – ناصر قسمت برق

 

184-مستوفی – ناصر طرح آبیاری دز

 

185-مسکوفیان - رُبرت طرح نیشکر

 

186-مصطفوی رجالی - کوروس دفتر تهران

 

187-مظفر - طرح آبیاری دز

 

188-معتمدی - مجتبی طرح نیشکر

 

189-معزیان - رضا طرح نیشکر

 

190-ملک ابهری - شمس الدین اموراداری

 

191-منشی زاده - مجمد جواد اموراداری

 

192-منصوری – منوچهر قسمت برق

 

193-منوچهری - شاهرخ طرح آبیاری دز

 

194-موسوی - کمال الدین قسمت برق

 

195-مهدوی – داود طرح آبیاری دز

 

196-مهدوی – محمد طرح آبیاری دز

 

197-مرداد - بهرام طرح نیشکر

 

198-مهین - ایرج طرح نیشکر

 

199- میر زهره – رضا دفتر تهران

 

200-میرفندرسکی - بهمن طرح آبیاری دز

 

201-ناصر - مرتضی اموراداری

 

202-نخعی - امیرحسین دفتر تهران

 

203-نخعی - ناصر قسمت برق

 

204-نشاط - سیروس طرح آبیاری دز

 

205-نقابت - رضا طرح نیشکر

 

206-نقشین – احمد طرح آبیاری دز

 

207-نقشینه پور - پرویز طرح آبیاری دز

 

208-نکوئی مبارکه - بهرام طرح آبیاری دز

 

209-نهاوندیان - هوشنگ قسمت برق

 

210-نیسان - البرت طرح نیشکر

 

211-نیکان پور- علی طرح آبیاری دز

 

212-نیک نژاد - طرح آبیاری دز

 

213-نیلچیان – اکبر قسمت برق

 

214-وائلی زاده – محمود طرح آبیاری دز

 

215-واصفی - علی پزشک

 

216-وکیل التجار - ابراهیم طرح آبیاری دز

 

217-هائینی - ناصر قلی طرح نیشکر

 

218-هاشمی - اموراداری

 

219-هدایت - بهمن دفتر تهران

 

220-هروی شرق – احمد طرح آبیاری دز

 

221-هوشیار خوشدل - مهدی اموراداری

 

222-یاقوتی - مصطفی اموراداری

 

223 - یزدی - مهدی طرح آبیاری دز

 

224 - یمین افشار - محمدقسمت برق

 

 

 توضیح : اموراداری شامل دفاتر حقوقی - حسابداری - تدارکات - انبار- روابط عمومی - کارگزینی - ارتباطات وتلفن - حمل ونقل و مسافرت است.

 

 

برای دیدن منبع كلیك كنید

http://fis-iran.org/fa/resources/development-series/omrankhuzestan

 

 


نظرات بازدید کنندگان

شما نیز نظر خود را برای ما ارسال کنید.

نام:
 
پست الکترونیک:
نظر: (500)
 
نوشته ی درون تصویر را عینا در کادر زیر آن وارد کنید:











صفحه اول  |  درباره انجمن  |  اساسنامه انجمن  |  عضویت در انجمن  |  پیوند ها  |  تماس با ما
استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع است
طراحی وبسایت توسط گروه نرم افزاری وب گستر تاریانا